خداوند مرا اذن مباهله داد و فرمان كرد كه اگر شما بر آن باشيد با شما مباهله كنم .
گفتند : نيكو باشد فردا ما حاضر مىشويم و با شما مباهله مىكنيم ، سخن بر اين نهادند .
پس سيد و عاقب با مردم خود به منازل خويش كه در ظاهر مدينه داشتند مراجعت كردند ، و اين وقت هركس سخنى گفت ، بعضى گفتند : محمّد سخن بر آن گذاشت كه صدق و كذب امر خود را به نيروى مباهله بر شما ظاهر كند ، اكنون نگران باشيد اگر فردا با تمامت اصحاب بيرون شد و با جلالت و جماعت حاضر گشت بيم نكنيد كه اين روش پادشاهان است ، و اگر عددى خاضع و خاشع با خود آورد بپرهيزيد كه اين كار انبياست ، چه هميشه برگزيدگان خدا اندك باشند .
و از آن سوى رسول خدا بفرمود : ميان دو درخت را پاك بروفتند ، و روز ديگر عبائى سياه كه پود و تارش بس رقيق بود از فراز درخت مظله « 1 » ساختند .
و از آن سوى سيد و عاقب برسيدند و پسران خود صبغة المحسن و عبد المنعم را بياوردند و زنان خود ساره و مريم را نيز حاضر ساختند ، و نصارى نجران و سواران بنى حارث با سلبهاى نيكو انجمن گشتند و مردم مدينه نيز با علمها و زينتها درآمدند كه پايان كار را نگران شوند . اما رسول خداى در حجرهء خويش ببود تا آفتاب بالا گرفت ، آنگاه دست على را گرفته از حجره بيرون شد و امام حسين با امام حسن عليه السّلام را از پيش روى روان ساخت ، و فاطمه عليها السّلام از دنبال بداشت بدين گونه طىّ مسافت كرده به كنار آن درختان آمدند و در زير عبا بايستادند .
اين وقت رسول خداى اين آيت قرائت كرد :
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .
« 2 » آنگاه پيغمبر كس به سيد و عاقب فرستاد كه : هماكنون از بهر مباهله حاضر شويد كه من حاضرم .
ايشان نيز نزديك شدند ، و گفتند : يا ابو القاسم با كدام كس با ما مباهله مىكنى ؟
فرمود : با بهترين اهل زمين و نيكوترين جهانيان نزد خداى ؛ زيرا كه از خداى بدين مأمورم و اشارت به آل عبا كرد .
هامش
( 1 ) . مظله : سايبان .
( 2 ) . سورهء احزاب ، آيه 33 : خداوند مىخواهد پليدى را از شما اهل بيت دور كند و چنان كه بايد و شايد شما را پاك سازد .