مالك بن جعفر بن كلاب و ديگر اربد بن ربيعه و به روايتى اربد بن قيس قائد و زعيم ايشان بودند ، گويند عامر بن طفيل با اربد گفت : چون به مدينه شويم من محمّد را با خود مشغول كنم بايد كه تو از قفاى او بيرون شوى و شمشير خويش بر وى فرود آرى . چون حاضر حضرت شدند عامر گفت :
يا محمّد از آن پس كه مسلمانى گيرم مرا چه خواهد بود ؟
فرمود : آنچه مسلمان راست .
عرض كرد كه : از پس خود خليفتى با من گذار .
فرمود : اين امر بهرهء تو نباشد . عرض كرد : حكومت مردم باديه را به من بخش و فرمان امصار و بلاد را خويشتن مىكن .
فرمود : اين نيز نكنم ؛ لكن جماعتى از سواران را در تحت فرمان تو بدارم تا با ايشان در راه خدا جهاد كنى .
گفت : من خود اينك سردار سوارانم هم اكنون بروم و انبوهى از سواره و پياده فراهم كنم و آهنگ تو خواهم كرد . اين بگفت و با اربد بيرون شد .
چون لختى راه بپيمود با اربد گفت : آن مواضعه كه با تو نهادم از چه روى اقدام نفرمودى ؟ اربد گفت : سوگند با خداى هر وقت خواستم تيغ برانم ترا در ميانه حايل همىديدم اگر تيغ مىراندم بر تو مىآمد .
مع القصه چون ايشان بيرون شدند پيغمبر فرمود : الّلهمّ اكفني عامرا . « 1 »
اين عامر بن طفيل بن مالك برادرزاده عامر بن مالك است و عامر بن مالك آن كس است كه كنيت او ابو براء است ، و لقبش « ملاعب الاسنّه » است چنان كه قصهء او مرقوم شد ، و اين هر دو تن از شجعان عربند و در ميان عرب : افرس من ملاعب الاسنّة و افرس من عامر « 2 » مثل است .
مع القصه چون عامر بن طفيل بىنيل مرام از حضرت رسول بيرون شد در عرض راه صاعقهاى از آسمان به زير آمد و اربد را عرضهء هلاك و دمار ساخت ، عامر چون
هامش
( 1 ) . پروردگارا شرّ بنى عامر را كفايت فرماى .
( 2 ) . مجمع الامثال ميدانى ، 2 / 86 . ميدانى اين مثل به صورت دو ضرب المثل واحد : افرس من ملاعب الاسنه دربارهء ابو براء عامر بن مالك بن جعفر بن كلاب ، و در مثل ديگر افرس من عامر را دربارهء عامر بن طفيل نوشته است .