نخست : آنكه هيچ كس به خانهء خداى در نيايد الّا آنكه مؤمن باشد .
دوم : آنكه هيچ عريان طواف خانه نكند و چنان نداند كه چون برهنه باشد مانند كودك مادرزاد از مساوى و معايب عريان خواهند بود .
سوم : آنكه از پس اين سال هيچ مشرك مأذون نيست كه حج بگزارد .
چهارم : آنكه هر كافرى كه از خدا و رسول عهدى مؤجّل داشته باشد در عهد خويش بپايد تا مدّت منقضى شود ، و اگر او را عهدى نباشد يا آن عهد موقت نباشد تا مدت چهار ( 4 ) ماه در زينهار است .
يعنى : از دهم ذيحجه تا دهم ربيع الآخر و اگر از آن پس مسلمانى نگيرد جان و مال او به هدر خواهد بود .
و نيز گفتهاند كه تمامت سورهء برائت را به على سپرد و فرمود : أبو بكر را در امر خود مختار كن ، اگر خواهد ملازم خدمت تو باشد و اگر نه باز مدينه گردد و ناقه عضبا « 1 » را به امير المؤمنين داد تا بر نشست و جابر بن عبد اللّه را نيز ملازم ركاب او ساخت .
و در منزل ذو الحليفه و روحا « 2 » صبحدمى كه أبو بكر آهنگ نماز داشت على عليه السّلام راه نزديك كرد و ناقه عضبا بانگ رغائى « 3 » برداشت ، أبو بكر گفت : و اللّه انّه رغاء ناقة رسول اللّه العضباء يعنى : سوگند با خداى كه اين بانگ عضباست همانا رسول خداى را بدائى در كار حج افتاده ، اين وقت على عليه السّلام برسيد ، أبو بكر گفت : اين بعد مسافت از بهر چه پيمودى ؟ فرمود : پيغمبر به حكم خداوند مرا بفرستاد تا آن آيات را از تو بستانم ، و تمامت سوره را در موسم حج بر مردمان قرائت كنم و عهد مشركان را به توقيت و توريخ و اصلاح و ابطال بازنمايم . [ ابو بكر ] گفت : در حق من چه فرمان رفت ؟ فرمود تو در امر خود مختارى ، خواهى باز مدينه شو و اگر نه با من طريق مكه سپار .
ابو بكر بىتوانى آيات را تسليم داد و خود مراجعت كرد و در حضرت رسول
هامش
( 1 ) . عضباء : شتر گوش بريده و لقب شتر پيغمبر با آنكه گوش بريده نبود .
( 2 ) . روحا : قريهاى است در چند ميلى مدينه .
( 3 ) . رغاء : بانگ شتر