ندارند ، روزى اين گنجينهها با آتش دوزخ تافته شود و با آن دينار و درم پيشانى و پشت و پهلوى ايشان داغ گيرد ، اين است آن گنجى كه از بهر خود ذخيره نهند .
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فِيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ، إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ .
« 1 »
خلاصهء معنى آن است كه : خداوند سال را بر دوازده ( 12 ) ماه قمرى نهاد ، و از اين جمله در چهار ماه مقاتله با دشمنان را حرام داشت ، الّا آنكه ايشان حرمت اشهر حرم را نگاه ندارند و آهنگ جنگ مسلمين كنند . و اين چهار ماه شهر ذىقعده و ذيحجه و محرم و رجب است كه از عهد ابراهيم در ميان عرب تقرير يافت كه در اين چهار ماه قتل و غارت را حرام دانند ، و مطالبت هيچ خونى و كينى نكنند ، و در اين چهار ماه بازارها در اراضى عرب آراسته مىگشت كه بيشتر را بازار عكاظ خوانند ، و دشمن با دشمن به تمامى ايمنى آمد و شد مىكرد و دادوستد مىنمود ؛ و چون اشهر حرام به كران مىرفت كينههاى خفته را بيدار مىكردند و ابواب قتل و غارت فراز مىگشت ، و اين از بهر آن بود كه بتوانند معاش كرد و آنچه در تمامت سال دربايست است به دست آورده و پوشيدنى و خوردنى فراهم نمود ؛ و اگر حرمت اين چهار ماه نبود بر تمامت عرب زندگانى صعب مىگشت . از اينجاست كه خداوند مىفرمايد : حرمت اين چهار ماه بداريد و اگر مشركين حفظ اين حد نكنند با ايشان قتال كنيد بدانسان كه با شما قتال خواهند كرد .
از اين پيش از ناسخ التواريخ به شرح رفت كه اشرار عرب بر اين مدت صبر نتوانستند كرد گاهى در ايام مقاتلت چون ماه حرام در مىرسيد حرمت آن را از براى ماه ديگر مىگذاشتند ، و از قتل و نهب خويشتندارى نمىكردند ، و گاهى در موسم حج بزرگان قوم ندا در مىدادند كه اى معشر قريش در اين سال خداوند محرم را حلال ساخت و حرمت آن را به ماه صفر انداخت - چنان كه مرقوم شد - و اين كردار را نسيء مىگفتند از اينجاست كه خداى مىفرمايد اين كردار نسيء كه حرمت
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيات 36 - 37 .