حكم خدا و رسول موافق آيت قرآن آيات برائت را از تو بگيرم و در مكه بر مردم بخوانم و به ديگر كارها كار ندارم .
پس به اتفاق أبو بكر به مكه رفت و همه جا أبو بكر از پس آنكه خطبه بخواند و نماز بگزاشت على عليه السّلام آيات برائت را قرائت كرد ، و اين خبر سخت ناتندرست است ، چه در عهد پيغمبر هرگز على در هيچ خطبى و در هيچ لشكرى به اطاعت كس مأمور نشد ، بيرون جميع اصحاب چه ايشان به تمامت در جنگها و سريهها به اطاعت يكديگر مأمور گشتند ، و آنان كه بدين خبر و سير احاطت دارند بر صدق اين سخن گواهى دهند .
لاجرم لازم دانست كه از احاديث اهل سنت و جماعت روايتى كه منصوص است بر عزل أبو بكر و مراجعت او از عرض راه مرقوم دارد .
نخستين عبد اللّه بن حنبل از انس بن مالك روايت كند كه : در ذو الحليفه على برسيد و أبو بكر را مراجعت داد .
و ديگر در « مسند » احمد بن حنبل مراجعت أبو بكر را از حجفه « 1 » رقم كردهاند .
و ديگر در جزو اول « صحيح » بخارى عزل ابو بكر را به صراحت نگاشتهاند .
و ديگر در جزو خامس « صحيح » بخارى عزل ابو بكر به تصريح مرقوم است .
و ديگر در « تفسير » ثعلبى آنجا كه شرح برائت كند گويد : چون مشركين مكه عهد بشكستند و با بنو بكر در قتل خزاعه همدست شدند و در غزاة تبوك منافقين تخلّف كردند ، و مشركين نقض عهد نمودند ، خداوند به القاى عهد ايشان امر فرمود تا پس از آن اجازت حرب باشد ، كما قوله تعالى :
وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ .
« 2 » يعنى : اى محمّد اگر بيم كنى از جماعتى كه ميان تو و ايشان عهدى رفته و تقديم خيانت كردهاند عهد ايشان را بر ايشان فروگذار و خيانت ايشان را بر ايشان بازنماى ، آنگاه آغاز مقاتلت فرماى تا تو را به غدر نسبت نكنند چه خداوند مردم خائن را دوست نمىدارد .
بالجمله چون رسول خداى در سال نهم آهنگ حج كرد و دانست كه مشركين برهنه طواف كنند و دوست نداشت كه اين صورت زشت را ديدار كند : فبعث رسول اللّه ابا بكر تلك السّنة على الموسم ليقيم النّاس الحجّ و بعث معه اربعين آية من
هامش
( 1 ) . جحفه : قريهاى است در راه مكه .
( 2 ) . سوره انفال ، آيه 58 .