اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ .
« 1 »
مىفرمايد : قوم ديگر كه اعتراف به عصيان خويش كردند و كردار نيك را با كار ناستوده كه تخلّف از جهاد بود درهم آميختند ، پس راه توبت و انابت گرفتند تواند بود كه خداوند جرم ايشان را معفو دارد توبت ايشان پذيرفته شود .
اين وقت رسول خداى بفرمود تا ايشان را بگشودند آن جماعت به شكرانه اين موهبت تمامت اموال خود را به حضرت رسول آوردند و گفتند : و بال اين اموال بود كه ما را از حضرت تو بازداشت ، اكنون اين جمله را بپذير و از در تصدق بذل فرماى .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من مأمور به اخذ تمامت اموال شما نيستم ، اين وقت اين آيت مبارك برسيد :
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ .
« 2 » مىفرمايد : اى محمّد بگير بعض اموال ايشان را براى صدقه تا پاك و پاكيزه كنى ايشان را ، و ايشان را به دعاى خير ياد كن كه دعاى تو سبب آمرزش ايشان گردد . پس پيغمبر ثلث اموال ايشان را مأخوذ داشته به صدقه بداد .
[ مؤاخذهء متخلّفان از سفر تبوك ]
آنگاه جماعتى كه از سفر تبوك تخلّف كردند طلب فرمود و با ايشان از در عتاب خطاب كرد كه : چه افتاد شما را كه از كار جهاد تقاعد ورزيديد ؛ و از صحبت من بازنشستيد ؟ گويند : ايشان هشتاد ( 80 ) كس بودند ، پس هركس عذرى برتراشيد و از در كذب عايقى بر خود بست چنان كه خداى فرمايد :
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُمْ وَ سَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .
« 3 » مىفرمايد : عذر خواهند آورد به شما چون مراجعت از سفر تبوك كنيد بگو اى محمد كه عذر مياوريد كه سخن شما را استوار نخواهيم داشت ، چه خداوند ما را از كردار شما آگهى داد و زود باشد كه خدا و رسول كردار شما را معاينه كنند ، پس بازگردانيده مىشويد در قيامت به سوى خدا و مىآگاهاند شما را بدانچه از كفر و نفاق داشتيد .
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 102 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء 103 .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيهء 94 .