بعد از رسول خداى چون جنازهاى حاضر شدى عمر بن الخطّاب ناظر بودى تا اگر حذيفه بر آن نماز گزاردى عمر اقتفا كردى و اگر نه كناره جستى .
مكشوف باد كه ذكر منافقين عقبه را ارباب سير در مراجعت از سفر حجة الوداع نيز مرقوم داشتهاند ، چنان كه ما نيز خواهيم نگاشت در اين صورت بايد دو كرّت در اين امر اقدام كرده باشند . العلم عند اللّه .
قصّهء ابو عامر و مسجد ضرار
مع القصه رسول خداى كوچ بر كوچ طريق مدينه پيش داشت و طىّ مسافت فرمود تا به يك فرسنگى مدينه در منزل ذى اوان « 1 » فرود شد ، و اين هنگام قصه مسجد ضرار پيش آمد و صواب نمود كه قصه آن به شرح بازنموده آيد .
همانا ابو عامر راهب كه از بزرگان مردم خزرج بود - مكرر در اين كتاب مبارك ذكر حالش مرقوم افتاد - و قصهء پذيرفتن او دين نصارى را و فرار او را به مكه و تحريض قريش را به جنگ رسول خداى در احد بازنموديم . و اين ابو عامر پدر حنظلهء غسيل الملائكه است كه مكانت او در اسلام مرقوم شد ؛ و اين ابو عامر چون بر خلاف پسر خود نابكار برآمد ، رسول خداى او را ابو عامر الفاسق ناميد ، و از نخست خبر پيغمبر را به مردم مدينه از در مژده مىآورد ، چون رسول خداى به مدينه آمد از گفته پشيمان گشت و گفت : اين آن كس نيست كه من مىگفتم ، آن كس از اين پس خواهد آمد .
و بعد از جنگ احد و حنين سفر روم كرد و از هراقليوس همىخواست كه لشكرى به دو دهد تا به اراضى مدينه تاختن آرد ، و زمانى دراز اين آرزو به تأخير مىرفت . پس به منافقان مدينه مكتوب كرد كه در برابر مسجد قبا از بهر من مسجدى كنيد ، تا چون به مدينه مراجعت كنم در آنجا كشف معضلات علوم فرمايم ، و در معنى آن مسجد هر چندى خواهد بود و بسا مواضعها و تدبيرها كه بر آرزوى خويش
هامش
( 1 ) . متن : ذى اذان . ذى آوان نام جاى است كه تا مدينه يك ساعت راه است .