تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1459

مساهمون:

ص١٤٥٩
خبرى ندارند ، اگر امسال بازشوى و اين عزيمت به ديگر وقت بگذارى نيك‌تر باشد . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آهنگ مراجعت كرد ، و ابطال رجال به شدّ رحال مشغول شدند و از اراضى تبوك به جانب مدينه رهسپار گشتند . بعد از طىّ مسافتى دراز آب ناياب افتاد مردان به حضرت رسول استغاثت بردند ، پيغمبر تيرى از كنانه خود بيرون كرد و فرمان داد تا آن خدنگ را در اعلى وادى نصب نمودند . هم در حال از اطراف آن خدنگ دوازده چشمه زلال در جريان آمد و تمامت لشكر سيراب شدند و آب برگرفتند .

ذكر حال مردم عقبه

جماعتى از مورخين بر آنند كه هنگام مراجعت رسول خداى از تبوك گروهى از منافقين همداستان شدند كه در عقبه و دثينه كمين بگذارند ، و آن هنگام كه رسول خداى عبور مىدهد كمين بگشايند و اگر بتوانند حضرتش را شهيد نمايند . و اين منافقين دوازده ( 12 ) تن از بنى اميّه و پنج ( 5 ) تن از ديگر قبايل بودند ، و به روايت حذيفة بن اليمان چهارده ( 14 ) تن باشند . اول : أبو الشرور . دوم : أبو الدّواهى . سوم : أبو المعازف « 1 » چهارم : پدر او ، مردم شيعى گويند : اين كنى كنايت از أبو بكر و عمر و عثمان است و مراد از پدر او پدر مجازى است چه او ولد الزنا بود ، و به روايتى معاويه و پدر او ابو سفيان است . و گويند در دوازده ( 12 ) جا رسول خدا ، ابو سفيان را لعن كرد يكى در عقبه بود . بالجمله پنجم : طلحه ، ششم : سعد بن ابى وقاص ، هفتم : ابو عبيده ، هشتم : أبو الأعور ، نهم : مغيره . دهم : سالم مولى ابو حذيفه ، يازدهم : خالد بن الوليد ، دوازدهم عمرو بن العاص ، سيزدهم : أبو موسى اشعرى ، چهاردهم : عبد الرحمن بن عوف ، و آيه مباركه :
وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
« 2 » - چنان كه مرقوم شد - گويند هم در حق ايشان آمد . مع القصه چون كمين نهادند جبرئيل پيغمبر را آگهى آورد و حكم شد تا كس
هامش
( 1 ) . معازف جمع معزف : به معنى آلات طرب مانند تار و طنبور . ( 2 ) . سورهء بقره ، آيه 74 : و قصد كارى كرده‌اند كه به آن دست نيافته‌اند .