تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1450

مساهمون:

ص١٤٥٠

ذكر احوال ابو خثيمه

ديگر ابو خثيمه هو عبد اللّه بن خثيمه . بعد از بيرون شدن پيغمبر از بهر اعداد كار در گرمگاه روز به خانهء خويش درآمد ، و او را دو زن بود هر يك در عريشى « 1 » جاى كرده آب سرد و طعامهاى مهنا مهيا داشتند ، چون ابو خثيمه را بديدند گفتند : در اين حدّت و حرارت هوا چه كنى ؟ درآى و با خورش و آسايش تن‌آسائى كن : فقال سبحان اللّه رسول اللّه قد غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ما تاخّر فى الضّح و الرّيح و الحرّ و القرّ يحمل سلاحه على عاتقه ، و ابو خثيمة فى ظلال باردة و طعام مهيّا و امرأتين حسناوين ، ما هذا بالنّصف و اللّه ما اكلّم واحدة منكما كلمة و لا ادخل عريشا حتّى الحق بالنّبىّ . گفت : رسول اللّه را كه خداوند از گذشته و آينده معصوم فرموده اينك زحمت سرما و گرما بر خود نهاده ، و گردن خويش را فرسودهء حمل سلاح داشته ، كى با انصاف برابر شود كه ابو خثيمه با دو زن نيكو صورت در سايهء دار ترتيب طعام و آب خوشگوار كند ، سوگند با خداى كه با شما سخن نكنم و به عريش شما در نيايم الّا آنكه به حضرت رسول خواهم شتافت . اين بگفت و راه برگرفت و مقدارى زاد بر شتر خويش حمل داد ، چون راه با تبوك نزديك فرمود ، اصحاب عرض كردند : سوارى از دور پديدار است . پيغمبر فرمود : كن أبا خثيمة أولى لك . يعنى : او ابو خثيمه است كه نزديك به هلاكت رسيده .

[ واثلة بن اسفع ليثى ]

ديگر آن هنگام كه رسول خداى تجهيز لشكر مىكرد از براى غزوهء تبوك ، وفد كنانه به حضرت مدينه آمدند ، واثلة بن الاشفع ليثى سيّد و زعيم آن جماعت بود . رسول خداى او را گفت : چه كسى و از براى چه آمدى ؟ عرض كرد : آمده‌ام تا مسلمانى گيرم . فرمود : با من بيعت كن بدانچه دوست مىدارم و بدانچه مكروه مىشمارم . واثله به همان شرايط بيعت كرد و قوم او نيز متابعت كردند .
هامش
( 1 ) . عريش : سايبان و خيمه .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1450 | لسان الملك سپهر