تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1453

مساهمون:

ص١٤٥٣
ديدم چراغى در دست داشت ، و رسول خداى در قبر او درآمد و أبو بكر و عمر او را در قبر گذاشتند . رسول خداى خشتها بر قبر او استوار كرد ، و فرمود : بار خدايا من شبانگاه كردم و از او راضى بودم تو نيز از او راضى باش .

وفات معاوية بن معاويهء ليثى

ديگر در ايام توقف تبوك ، معاوية بن معاويه ليثى و به روايتى مزنى به درود جهان كرد . و اين چنان بود كه آن هنگام كه رسول خداى را در تبوك جاى بود ، يك روز آفتاب را هنگام طلوع از ديگر روزها روشن‌تر يافت ، و به روايت انس بن مالك ، جبرئيل عليه السّلام فرود شد و گفت : اين روشنى براى فوت معاوية بن معاويه است ، و خداى هفتاد هزار ( 70000 ) ملك را فرمان كرد تا بر او نماز بگزاشتند و اين درجه بدان يافت كه شب و روز به قيام و قعود بود ، و قرائت سورهء
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
« 1 » فراوان مىكرد اگر خواهى زمين را قبض كنم تا بر او نماز گزارى : فصلّى عليه فرجع . و به روايتى جبرئيل پر بزد پست و بلند زمين را هموار و مرتفع ساخت تا جنازهء او نمودار گشت .

مرگ منافقين

و هم شبى در تبوك ريحى عاصف وزيدن گرفت پيغمبر فرمود : اين باد براى مرگ منافقى وزيدن دارد ، و بعد از مراجعت مكشوف داشت كه در همان ساعت منافقى هلاك شده .
هامش
( 1 ) . سورهء اخلاص ، آيه يك : بگو او خداى يگانه است .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1453 | لسان الملك سپهر