آنگاه فرمود : انّ اللّه تعالى يأمرك أيّها الطّائر أن تعود كما كنت و يأمر هذه الاجنحة و المنافير و الرّيش و الزّغب الّتى قد استحالت الى البقل و القثّاء و العدس و البصل و الفوم أن تعود جناحا و ريشا و عظما كما كانت على قدر قلّتها . يعنى : اى طاير ، خداوند مىفرمايد چنان باش كه از نخست بودى ، و امر مىكند كه اين بالها و منقارها و پرها كه مستحيل به بقولات شد هم ديگر باره به حال نخستين آيد .
لا جرم آن طاير جسدى به صورت نخست آمد . باز فرمود : أيّها الطّائر انّ اللّه يأمر الرّوح الّتى كانت فيك فخرجت أن تعود اليك . پس روح به جسد او بازآمد ديگر باره فرمود : أيّها الطّائر انّ اللّه يأمرك أن تقوم و تطير كما كنت تطير . پس برخاست و بپريد به سوى هوا و مردم نگران بودند . و از آن پس در دست خود از آن سير و پياز و ديگر بقولات چيزى نيافتند .
معجزهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در ورود تبوك
مع القصه رسول خداى كوچ بر كوچ طىّ مسافت كرد تا راه با تبوك نزديك افتاد ، پس سپاه را پيش خواند و فرمود : فردا چاشتگاه فرود عين تبوك خواهيد شد تا من حاضر نشوم كس دست با آب فراز نكند .
روز ديگر كه لشكر وارد تبوك شد پيش از آنكه پيغمبر درآيد جماعتى به چشمه تبوك رسيدند و با آب چشمه دست در بردند . چون پيغمبر بيامد و بدانست خشمگين شد و با آن جماعت سخنى چند از در شناعت براند ، آنگاه بفرمود : تا وعائى از آن آب بياوردند دست و دهان و روى مبارك را بشست ، و بدان چشمه بريخت در زمان آب بجوشيد و غزارت يافت تا لشكر را به تمام كفايت كرد . آنگاه با معاذ بن جبل فرمود : اگر زندگانى يا بى زود باشد كه چندان آب در اينجا بينى كه از دو جانب وادى سرشار برود .
و اين روز كه پيغمبر وارد تبوك شد سهشنبه بود به روايتى بقيت ماه شعبان را با چند روز از شهر رمضان توقف فرمود و نيز گفتهاند كه : دو ماه در تبوك توقف داشت .