تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1415

مساهمون:

ص١٤١٥
زينب بنت جحش نصيبهء خود را بازفرستاد ، پيغمبر مقدارى برافزود و زينب همچنان نپذيرفت و رد ساخت . و نيز گفته‌اند كه : از براى زينب دختر جحش وقتى مقدارى عسل هديه كردند و او از براى پيغمبر همىداشت چه آن حضرت عسل را دوست داشتى . لاجرم هرگاه پيغمبر به سراى زينب آمدى شربت عسل بساختى و پيش داشتى ، و چون عسل با آب دير آميخته مىگشت ، رسول خداى از سراى زينب از آنچه بر عادت بود ديرتر بر مىآمد ، اين معنى بر عايشه و حفصه گران شد پس با هم مواضعه كردند و هرگاه پيغمبر از خانه زينب به وثاق عايشه يا حفصه مىشتافت ، عرض مىكردند : استشمام رايحه كريهه مىشود ، مگر مغافير خورده‌اى و - مغفور صمغ درخت عرفطه است كه بوى بد دارد - و چون آن حضرت با ملائكه مخالطه داشت از روايح خبيثه اجتناب مىفرمود . رسول خداى گفت : مغافير نخورده‌ام بلكه شربت عسل آشاميده‌ام ، آن زن گفت : حرست نحلته العرفط يعنى : زنبور آن عسل بر درخت عرفط چريده است ، فرمود : ديگر از آن عسل نخواهم خورد . به روايتى فرمود : سوگند خوردم كه ديگر از آن عسل نياشامم ، اما تو اين راز با كس مگوى . آن زن پذيرفتار گشت ، لكن وفا به وعده نكرد و با حليف خود بازگفت . و نيز گفته‌اند : كه يك روز رسول خداى در خانهء حفصه درآمد ، و او را كارى افتاده به ديدار پدر خود عمر بشتافت ، و بعد از لحظه‌اى كه بازآمد در سراى خويش را بسته يافت . لختى ببود تا رسول خداى در بگشود و كنيزك خود ماريهء قبطيه را كه طلب فرموده بود رخصت انصراف داد . حفصه چون اين بديد بگريست و گفت : يا رسول اللّه در فراش من با كنيزكى صحبت مىكنى ، يا آنكه گفت : از ميان زنان اين كار با من رو دارى . پيغمبر فرمود : راضى نيستى كه او را بر خود حرام دارم ، حفصه گفت : چگونه بر خود حرام كنى آن را كه خداى بر تو حلال كرده ، فرمود : سوگند با خداى كه ديگر با او هم بستر نشوم اين آيت مبارك بدين آمد :
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ . قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَكُمْ تَحِلَّةَ أَيْمانِكُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاكُمْ وَ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ .
« 1 » مىفرمايد : اى پيغمبر خداى چرا حرام كردى بر خود آنچه حلال كرده است خداوند - يعنى عسل را يا آنكه ماريه را - براى خشنودى زنان بر خود
هامش
( 1 ) . سورهء تحريم ، آيه 1 و 2 .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1415 | لسان الملك سپهر