شهيد شد - چنان كه ان شاء اللّه مذكور مىشود - .
بالجمله بعد از اظهار انابت ثابت ، خداوند اين آيت مبارك در شأن او فرستاد :
إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوى لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ .
« 1 » يعنى : آنان كه بانگ خود را نزديك پيغمبر از خضوع فرو مىدارند ، خداوند آزموده است دلهاى ايشان را براى پرهيزكارى ، و ايشان را مىآمرزد و مزد بزرگ مىدهد .
گويند : چون اين آيت فرود شد مردم چنان نرم با رسول خدا سخن مىكردند كه كس دير توانست فهم كرد .
اكنون خاتمت قصه را بنگاريم چون بنو تميم رخصت مراجعت يافتند عمرو بن الاهتم از صحبت قوم تخلّف جست ، و از مرافقت قبيله بازايستاد ، كردار او بر قيس بن عاصم گران آمد : فقال له انّه قد كان فى ركابنا غلام منّا و هو حدث . يعنى : عمرو بن الاهتم را مكانتى نيست او كودكى بود كه با ما كوچ مىداد . گويند : پيغمبر او را در بذل عطا با ديگران برابر داشت ، چون عمرو كلمات قيس را بشنيد او را بدين شعر هجا گفت :
ظللت مفترشا هلياك تشتمنى * عند الرّسول فلم تصدق و لم تصب
ان تبعضونا فانّ الرّوم اصلكم * و الرّوم لا تترك البغضاء للعرب
اسلام حارث بن ابى ضرار
هم در اين سال حارث بن ابى ضرار از قبيلهء بنى المصطلق به مدينه آمده مسلمانى گرفت ، و احكام شريعت بياموخت و در حضرت پيغمبر معروض داشت كه : من به قوم خويش بازشوم ، و ايشان را به اسلام دعوت كنم هركه پذيرفتار شد از وى زكات مال بستانم و ميعادى نهاد كه در آن هنگام زكات اموال را فراهم كرده ، رسول خداى كس بفرستد و اندوخته او را مأخوذ داشته به مدينه حمل دهد .
هامش
( 1 ) . سورة الحجرات ، آيهء 3 .