تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1368

مساهمون:

ص١٣٦٨
در حق بجاد مقبول افتاد . و نيز گفته‌اند كه : پيغمبر شيما را فرمود در جعرانه بباش تا من از طايف بازآيم ؛ و او را و اقوام او را از غنايم بهره‌اى بزرگ عطا فرمود و رخصت مراجعت داد .

[ عزيمت ابو سفيان به فتح طايف ]

جماعتى از مردم هوازن و ثقيف به اتفاق مالك بن عوف از مصاف حنين گريخته به طايف در رفتند ، و از بيم تركتاز لشكر اسلام برج و باره « 1 » حصار را استوار كرده علف و آذوقه يك‌ساله بيندوختند . چون اين خبر به رسول خداى رسيد ، ابو سفيان بن حرب را طلب داشت و فرمود : از بهر سفر طايف ساخته باش و گشادن قلعهء مردم هوازن و ثقيف را اعداد مىكن . و فرمان كرد تا جماعتى از طوايف هذيل و اعراب اعداد كار كرده ملازم خدمت ابو سفيان شدند . پس ابو سفيان راه برگرفت و طى طريق كرده در كنار طايف رحل اقامت بينداخت ، ابطال هوازن و ثقيف از قلعه بيرون شدند و با ابو سفيان حرب بپيوستند و ايشان را درهم شكستند . ابو سفيان با مردم خود از آن حربگاه هزيمت شد و طريق سلامت را غنيمت شمرد و شتابزده تا به حضرت رسول آمد ، و عرض كرد كه : اين جماعت را كه از بهر مقاتلت فرمان‌پذير من فرمودى توان آن ندارند كه با ايشان بتوان آب از چاه كشيد چگونه چالش « 2 » حربگاه كنند . پيغمبر از وى اعراض كرد و هيچ پاسخ بازنداد و بىدرنگ خويشتن آهنگ طايف فرمود . پس فرمان كرد تا لشكر فراهم شدند و رايت خويش را به على عليه السّلام سپرد و ابو عبيدهء جرّاح و به روايتى خالد بن وليد را با هزار ( 1000 ) مرد دلاور به مقدمهء سپاه گسيل « 3 » ساخت ، و خود با ابطال رجال راه طايف پيش داشت و اين سفر در شهر شوال بود . از قضا عبور لشكر به كنار قصر مالك بن عوف افتاد ، پيغمبر فرمود : تا
هامش
( 1 ) . باره : ديوار و حصار قلعه و شهر را گويند . ( 2 ) . چالش : به معنى جنگ و جدال است . ( 3 ) . گسيل : به معنى روانه ساختن و فرستادن كسى به جائى و به معنى وداع كردن و دفع نمودن .