سوى على عليه السّلام با گروهى از مسلمين مانند شير دم آهنج « 1 » آهنگ او كرد ، و در پهن دشتى كه آن را وجّ « 2 » مىناميدند هر دو لشكر بر روى هم درآمدند ، و رده بركشيدند و جنگ بپيوستند ، زمانى دير برنيامد كه نافع بن غيلان از اسب درافتاد و جان بداد . هم در زمان على عليه السّلام بخروشيد و حمله گران افكند ، كافران را نيروى مقاومت نماند به يك بار پشت با جنگ داده روى به هزيمت نهادند ، و يكديگر را كوسزنان « 3 » به قلعه در گريختند .
از پس اين جنگ مردم ثقيف و هوازن را در ميدان مبارزت رزم زدن ناگوار افتاد .
لا جرم از پس ديوار باره به خويشتندارى بپرداختند ، و منجنيقها بساختند و بر فراز باره نصب دادند ، و چنان بود كه از آن منجنيقها آهنهاى محماة « 4 » به لشكرگاه مىافتاد و مسلمانان را از آهن پارهها هول و هراس هلاك مىرفت ، و نيز كمانداران از فراز قلعه لشكر اسلام را آماج خدنگ ساخته جمعى را مجروح و مطروح داشتند .
و اين حرب تا پانزده ( 15 ) روز برپاى بود ، آنگاه رسول خداى فرمان كرد تا از آنجا كوچ داده بر فراز پشتهاى برآمدند ، و در آن پشته از مردم حصار حايطى « 5 » استوار بود رسول خداى به خداوند حايط پيام داد كه از اين قلعه بيرون شود ، طريق حضرت گيرد اگر نه بفرمايم تا اين حايط را با خاك پست كنند . چون آن مرد بىفرمانى كرد حايط را برانداختند و رسول خداى در آنجا نماز بگزاشت از اين روى آنگاه كه مردم طايف مسلمانى گرفتند زمين آن حايط را مسجدى كردند و به مسجد النّبى نامبردار گشت ، چنان كه هم اكنون به جاى است .
بالجمله پيغمبر بر فراز آن پشته نيز ده ( 10 ) روز بنشست و نمازهاى خويش را بين الفئتين مىگزاشت ، و از زوجات مطهرات امّ سلمه و ديگر زينب [ بنت جحش ] ملازم ركاب بود و هر يك جداگانه قبهاى داشتند . و در مدّت محاصره كه گروهى هجده ( 18 ) روز و جماعتى يك ماه و برخى چهل ( 40 ) روز گفتهاند ، و درستتر آن
هامش
( 1 ) . آهنجيدن : به معنى كشيدن و بلعيدن است .
( 2 ) . وجّ : نام موضعى است در طايف .
( 3 ) . كوس زدن با يكديگر : به معنى پهلو زدن با يكديگر است .
( 4 ) . محماة : تفتيده و سرخ شده .
( 5 ) . حايط : بستان و باغى كه به ديوار محصور شده باشد .