پيغمبر روزى چند از عمر اعراض فرمود ، آنگاه عمير بن وهب در حضرت رسول آغاز ضراعت كرد و پيغمبر به شفاعت او جرمش را معفو داشت . و در اين جنگ حنين از مسلمانان چهار ( 4 ) كس شهيد شد . « 1 »
رفتن ابو عامر اشعرى به طلب گريختگان
و چون جنگ حنين به پاى رفت رسول خداى ، ابو عامر اشعرى را كه عبيده نام دارد لوائى بداد ، و به فرمان كرد تا با جماعتى به ارض اوطاس تاختن برده هزيمتشدگان حنين را دستگير كند ، و برادرزاده او ابو موسى اشعرى را و ديگر سلمة بن الاكوع را نيز ملازم جيش او ساخت .
چون طريق اوطاس به پاى بردند دريد بن الصّمّه - كه شرح حالش مذكور شد - قائد هزيمتيان بود ، چون اين بدانست ناچار مردم خود را از بهر گيرودار برانگيخت و به ميدان ستيز و آويز درآمد ، ناگاه در آن حربگاه ربيعة بن رفيع السّلمى نگريست كه دريد بر شترى نشسته و مردى مهار شتر او را همىكشد . ربيعه در رسيد و نخست آن مرد را بكشت و شتر را بخوابانيد و تيغ بكشيد و بر گردن دريد فرود آورد ، و از كمال شيخوخت پوست گردن دريد مانند زره پرچين بود لاجرم تيغ نبريد ، دريد گفت : كيستى كه مرا خواهى كشت ؟ گفت : ربيعة بن رفيعم . دريد گفت : چون مرا مىكشى كه من مادر تو را و مادر مادر تو را از اسيرى رها دادهام « 2 » ؟ ربيعه وقعى به
هامش
( 1 ) . واقدى اسامى شهيدان حنين را چنين نگاشته : ايمن بن عبيد كه پسر امّ ايمن و از انصار و خاندان بلحارث بن خزرج و از آزادكردههاى رسول خداست ، سراقة بن حارث از انصار ، رقيم بن ثابت بن ثعلبة بن زيد بن لوذان ، و ابو عامر اشعرى است كه در اوطاس كشته شد ، جمعا چهار نفر . ( مغازى ، 3 / 703 ) .
( 2 ) . به روايت واقدى : دريد گفت : چقدر مادرت به تو شمشيرزنى را بد آموخته است ! شمشير مرا از كنار هودج بردار و با آن ضربه بزن و ضربهيى كه مىزنى از پائين مخچه باشد كه من مردان بزرگ را چنين مىكشتم و چون پيش مادر رفتى بگو كه دريد بن صمّه را كشتهاى ، چه بسيار جنگها كه در آنها زنان خانوادهء ترا نجات دادهام . . . چون ربيعه پيش مادر خويش آمد و به او خبر داد كه دريد را كشته است ، مادرش گفت : به خدا سوگند در يك صبحگاه سه نفر -