تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1362

مساهمون:

ص١٣٦٢
كرد ، همچنان مردم خاموش بودند . كرّت سيم رسول خداى فرمود : چيست اى أبو قتاده ؟ أبو قتاده صورت حال را به عرض رسانيد ، اين وقت مردى گفت : يا رسول اللّه سخن به صدق كند چه من آن سلب برگرفتم و همىخواهم او را پاداش كنى تا سلب قتيل خود را با من گذارد . أبو بكر گفت : لا و اللّه شيرى از شيران خدا در راه خدا و رسول جهاد كند چگونه محروم ماند ، و چيزى كه خداى از بهر او نهاده تو را ندهد . پيغمبر فرمود : چنين باشد . پس أبو قتاده آن سلب بگرفت و بفروخت و از بهاى آن در قبيلهء بنى سلمه بستانى بخريد . « 1 » و هم در آن رزمگاه رسول خداى گروهى را نگريست كه به يك جاى انجمن شده‌اند فرمود : اين چيست ؟ گفتند : خالد بن الوليد ، زنى را كشته و انداخته است . فرمود : ديگر زنى يا طفلى يا اسيرى را مقتول نسازند . و نادى : أن لا يقتل أسير من القوم . و ندا در داد كه هيچ اسيرى را كس با تيغ نگذراند . « 2 » در اين جنگ ابن الاكوع نيز اسير شد ، و اين آن كس بود كه در ايام فتح مكه جماعت هذيل او را از در جاسوسى به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فرستادند تا فحصى كرده بديشان خبر برد ، چون در روز حنين اسير شد : فمرّ به عمر بن الخطّاب فلمّا راه اقبل على رجل من الانصار و قال هذا عدوّ اللّه الّذى كان علينا عيناها هو اسير فاقتله . [ يعنى ] : عمر بن الخطاب بر وى بگذشت و او را بشناخت ، و گفت : اين همان دشمن خداست كه از بهر جاسوسى به نزديك ما آمد ؛ و مردى از انصار را فرمان كرد تا سر او را برگرفت و بعد از او جميل بن معمر بن زهير را نيز انصار بكشتند ، چون پيغمبر آگاه شد در خشم شد و كس به انصار فرستاد كه : آيا من نگفتم اسيران را مقتول نسازيد ؟ گفتند : عمر اين فرمان كرد .
هامش
( 1 ) . به روايت واقدى : ابو قتاده گويد : حاطب بن ابى بلتعه به من گفت : آيا سلاح را مىفروشى ؟ گفتم : آرى و به هفت اوقيه طلا فروختم و به مدينه آمدم و با آن پول در محلهء بنى سلمه نخلستانى خريدم كه نامش ردينىّ بود و اين اولين مالى بود كه در اسلام به دست آوردم و تا امروز از درآمد آن زندگى مىكنم ( مغازى ، ج 3 / 693 ) . ( 2 ) . به روايت ابن اثير : پيامبر خدا ( ص ) در راه خود بر زنى كشته گذشت و پرسيد : چه كسى اين زن را كشته است ؟ گفتند : خالد بن وليد . او به يكى از همراهان گفت : خالد را درياب و بگو كه پيامبر خدا فرمان مىدهد كه : از كشتن زنان و كودكان و مزدوران خوددارى كنيد ( تاريخ كامل ، ج 3 / 1125 ) .