تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1357

مساهمون:

ص١٣٥٧
بالجمله با اينكه استر مركبى لايق كرّ و فر نيست و از هنگامه ستيزپاى گريز ندارد ، رسول خداى را هيچ بيمى و هراسى در دل راه نكرد ، همانا عباس مردى جهورى الصّوت « 1 » بود چنان كه از يك فرسنگ مسافت بانگ او اصغا مىرفت . گويند : وقتى در مكه از بيم حمله دشمن خطبى حديث شد ؛ و عباس فرياد برداشت كه وا صبحاه هيچ زن آبستن نماند الّا آنكه بچه سقط كرد . در اين وقت رسول خداى فرمود كه : هان اى عباس در جنگ احد تو مردم را ندا كردى ، هم اكنون لشكر را به سوى ما آواز كن بگوى : يا معشر الانصار يا اصحاب بيعة الشّجرة يا اصحاب سورة البقرة . « 2 » و از اصحاب سوره بقره اشارت به آياتى است كه از بهر جهاد فرود شده - چنان كه از اين پيش مرقوم شد - . در جائى مىفرمايد :
فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ .
« 3 » و نيز فرمايد :
وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ .
« 4 » و ديگر :
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ .
« 5 » و تواند بود كه اشارت باشد به مخالفت مسلمين بر رسول خدا چنان كه در اول سورهء بقره خداوند مخالفت بنى اسرائيل را با موسى خبر مىدهد . بالجمله چون عباس بدين كلمات ندا در داد بعضى از مسلمين از دور و نزديك گفتند : لبّيك لبّيك و مانند زنبوران كه بر پادشاه خود گرد آيند شتاب گرفتند ، و بسيار كس از كمال عجلت از شتر فرود شده پياده دوان شدند تا نزديك به صد ( 100 ) كس فراهم شد ، اين هنگام پيغمبر فرمود : الآن حمى الوطيس يعنى : اكنون تنور حرب بگرم شد و از استر به زير آمد و مشتى خاك برگرفت و به سوى دشمنان پراكند ، و فرمود : شاهت الوجوه هيچ كس از هوازن نماند جز اينكه چشم و گوشش از خاك آكنده بود .
هامش
( 1 ) . جهورى : مرتفع و بلند . جهورى الصّوت : بلند آواز . ( 2 ) . اى معشر انصار و اى پيمان بستگان زير دختر شجره و اى اصحاب سورهء بقره . ( 3 ) . سوره بقره ، آيه 246 : چون فرمان جنگ صادر شد ، جز عدهء كمى همه سرپيچى كردند . ( 4 ) . سورهء بقره ، آيه 191 : هركجا پيدايشان كرديد بكشيد . ( 5 ) . سورهء بقره ، آيه 193 : و با آنها پيكار كنيد تا شرك باقى نماند .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1357 | لسان الملك سپهر