تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1339

مساهمون:

ص١٣٣٩
آنگاه پيغمبر فرمود : اى گروه مردمان ، امم سالفه عرضه هلاك شدند از بهر آنكه چون يك تن از اكابر ايشان دست به دزدى بر آوردى او را ترك گفتند ، و حد بر وى نراندند ، و چون ضعيفى اين گناه كردى اقامه حد بر وى روا داشتند ، سوگند بدان خدا كه نفس محمّد در يد قدرت اوست كه اگر فاطمه دختر محمّد دزدى كند بفرمايم تا دست او قطع كنند . و بفرمود دست فاطمه مخزوميه را قطع كردند ؛ آنگاه بر وى ترحم كرد و عطا بداد . فاطمه گفت : آيا توبت من به درجهء قبول پيوست ؟ پيغمبر فرمود : از گناه خود چنانى كه از مادر زاده باشى . اين حديث دلالت كند كه شفاعت در حدود اللّه حرام باشد .

[ نهى از منكرات ]

ديگر چنان افتاد كه : در ايام توقف مكه ، رسول خداى نهى فرمود كه : كس از خمر و خنزير و ميته و صنم بها نستاند و اجرت كهانت و حلوان « 1 » به كاهن نبرد . و نيز پرسش كردند كه مىتوان از پيه حيوان مرده بها گرفت ؟ چه كشتيها و مشكها را بدان تدهين كنند ، فرمود : قاتل اللّه اليهود حرّمت عليهم الشّحوم فباعوها و أكلوا أثمانها . يعنى : خداوند جهودان را هلاك كناد كه پيه را كه بر ايشان حرام است بيع مىكنند ، و بهاى آن را به كار مىبرند . ديگر آنكه يك تن پرسش كرد كه من بر ذمّت نهادم كه بعد از فتح مكه در بيت المقدس نماز بگزارم ، فرمود : در مكه اداى فريضه كن . سه نوبت اين سؤال كرد و چنين جواب شنيد پس پيغمبر فرمود : و الّذى نفسى بيده لصلاة هاهنا أفضل من ألف صلاة فيما سواه من البلدان « 2 » .
هامش
( 1 ) . حلوان : چيزى را گويند كه به كاهن براى اجرت كهانت دهند . ( 2 ) . قسم به آن كس كه جان من به دست اوست يك نماز در مكه بهتر است از هزار نماز در بلاد ديگر غير مكه .