را ان شاء اللّه مىنگارد . چون در فهرست اسامى وزرا ، نام مبارك على عليه السّلام را به وزارت رسول خدا ، فاتحه فهرست نمود ، به اين معنى اشارتى مىكند كه ترتيب فهرست را تعطيلى نرود .
سلاطين هندوستان [ ظهور اسلام سامرى در مليبا ]
ظهور اسلام سامرى در مملكت مليبار از ممالك هندوستان هم در سال هجرت رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله بوده .
در جلد اول و دويم ناسخ التواريخ ، حدود مالك هندوستان و شمار مردم آن اراضى بازنموده شد . و قصه سلاطين آن ملك ، و ذكر عقايد مردم آن مملكت ، به شرح رفت و نگارش يافت كه : بعد از ظهور اسلام تا زمان سلطان محمود غزنوى ، هيچ پادشاه در ممالك هندوستان ، يك تنه حكمرانى نكرده ، بلكه كار به ملوك طوايف مىرفت ، و رايان « 1 » و راجگان در هر مملكتى جداگانه حكومتى داشتند .
از جمله در مملكت مليبار مردى كه او را سامرى مىناميدند ، پادشاهى داشت ، يك شب چنان ديد كه ماه از آسمان به زير آمد و دو نيمه گشت و بعد از زمانى باز جاى شد . « 2 »
از اين حديث شگفت ، سخن به عجب رفت و از هر كس پرسش كرد ، فتح بابى نشد . يك سال كم و بيش در كشف اين امر رنج همىبرد ، و سفرا به اطراف جهان رسول ساخت ، تا معلوم داشت كه هم در آن شب رسول خداى شق القمر فرموده .
سامرى چون اين بدانست ، ايمان آورده مسلمانى گرفت ، و از پس او فرزندان او بدين مباركى نام خود را سامرى مىنهادند و در مليبار سلطنت مىكردند و همه مسلمانى داشتند . دويست ( 200 ) سال روزگار ايشان بر اين گونه رفت ، آنگاه از مسلمانى بگشتند و مرتد « 3 » شدند ، چنان كه در جاى خود مرقوم خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
هامش
( 1 ) . رايان ، جمع راى : سلطان و حاكم و بزرگ هندوستان .
( 2 ) . به جاى خود برگشت .
( 3 ) . مرتد : از دين برگشته .