مال آن جماعت به هدر باشد و به قوم خود بازگشتند .
كعب بن اسد بجاى خود بنشست و لب فرو بست ، اما حىّ بن اخطب با بنى نضير گفت : اين همان پيغمبر است كه در كتب خواندهايم و از علما شنيدهايم ، لكن من هميشه با او دشمن خواهم بود ، زيرا كه رضا نمىشوم كه نبوّت و رسالت از خاندان اسحاق عليه السّلام بيرون شود ، و به دودمان اسماعيل عليه السّلام درآيد . و مخريق كه از جمله صناديد يهود و اموال و اثقالش « 1 » افزون بود ، با قوم خود گفت : اين همان پيغمبر مرسل است كه دانستهايد ، خويشتن را به بلا و محن « 2 » نيندازيد ، اگر رضا دهيد با او ايمان آريم و فضيلت تورية و قرآن را با هم دريابيم . قوم راضى نشدند و سخن او را وقعى ننهادند . « 3 »
وزارت على عليه السّلام
فضايل امير المؤمنين على عليه السّلام را اگر همه ملايك به تمامت ، عنصر آب را مداد كنند و بر اوراق افلاك بنگارند ، و ابد الآباد « 4 » امداد « 5 » مداد « 6 » و تجديد ورق فرمايند ، به نهايت نتوانند برد « 7 » و كما هى « 8 » نتوانند يافت . زيرا كه اين جمله « 9 » طفيل خلقت و ترشّحات وجود اويند .
ذرات را در ميدان خورشيد مجال نيفتد ، و محاط را ادراك محيط محال باشد ، بلكه اين آفرينش چندانكه قبض « 10 » و بسط « 11 » كنند و فراز و فرود شوند ، حاملان بذل اويند نه حاويان « 12 » فضل او .
اين بندهء نيازمند به اندازهء مورى كه قرن « 13 » او به ترشح درياى محيط آلايشى گيرد ، بعضى از فضايل آن حضرت را در ذيل اخبار رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله نگار داده ، و بعضى
هامش
( 1 ) . اثقال : چيزهاى سنگين ، مراد از چيزهاى گران قيمت است .
( 2 ) . محن ، جمع محنت : بلا و مصيبت
( 3 ) . اعتنائى نكردند .
( 4 ) . ابد الآباد : هميشه .
( 5 ) . امداد : كمك دادن .
( 6 ) . مداد : نوشتافزار .
( 7 ) . تمام نمىشود .
( 8 ) . كما هى : چنان كه در خور و سزاوار است .
( 9 ) . اين جمله : اشاره به تمام موجودات يا به خصوص آنچه ذكر شد از ملايك و آب و افلاك است .
( 10 ) . قبض : گرفتن .
( 11 ) . بسط : پهن كردن
( 12 ) . حاويان : در بردارندگان .
( 13 ) . قرن : شاخ