عم چندين چه جزع مىكنى ؟ سوگند ياد كرد كه : جزع من از بيم موت نيست ، بلكه از آن مىترسم كه دين ابن ابى كبشه « 1 » در مكه گسترده شود . ابو سفيان گفت : مترس ، من ضامنم كه دين او را نگذارم شايع گردد .
و آن حضرت را از اين روى ابن ابى كبشه گفتند ، كه آمنه مادر او دختر وهب بن عبد مناف بود ، و مادر وهب ، عمره بنت وجر بن غالب بود و كنيت وجر ابو كبشه بود و او در بتپرستى با قريش مخالفت كرد ، و شعرى شامى را پرستش مىكرد . و چون پيغمبر در پرستش اصنام نيز مخالف قريش بود ، او را ابن ابى كبشه گفتند و اشعار اين آيه كريمه
أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى
« 2 » بدان است كه رسول خداى اگر چه در نفى عبادت بتان با ابى كبشه موافقت دارد ، اما در ربوبيت شعراى نيز با او مخالفت كند .
ولادت عبد اللّه بن زبير
و هم در اين سال عبد الله بن زبير متولّد شد و مسلمانان از ولادت او شاد شدند .
چه يهود گفته بودند كه : ما سحر كردهايم كه از مسلمانان فرزند نيايد .
ولادت نعمان بن بشير و زياد بن سميّه
و به روايتى ميلاد نعمان بن بشير و ولادت زياد بن سميّه « 3 » در اين سال بود . و ذكر احوال ايشان در جاى خود مذكور خواهد شد .
هامش
( 1 ) . مراد از ابن ابى كبشه حضرت ختمى مرتبت ( ص ) مىباشد .
( 2 ) . سورة النّجم ، 49 : او پروردگار ستارهء شعرى است .
( 3 ) . سميّه نام مادر زياد است ، چون پدرش معلوم نبود ، گاهى به نام مادر و گاهى او را زياد بن أبيه مىناميدند يعنى پسر پدرش .