دينى سيظهر الى منتهى الخفّ و الحافر فأسلم تسلم و اجعل لك ما تحت يديك .
خلاصهء معنى آن است كه بعد از سلام مىفرمايد :
زود باشد كه دين من در همهء جهان گسترده شود . مسلمانى گير تا آنچه بدست دارى ، پاينده ماند .
در پاسخ نامه ، هوذة بن على ، سليط بن عمرو را به احسان و ايادى « 1 » شاد خاطر ساخت و به رسول خداى مكتوب كرد كه چه نيكو طريقهاى است كه تو مردمان را دعوت كنى . همانا من خطيب و شاعر قوم خويشم و عرب را از من ترسى و هراسى در دل است ، مرا در اين امر شريك خويش فرماى و بعضى از بلاد را با من بگذار تا تو را اطاعت و متابعت كنم .
و پس از عطائى لايق ، سليط را نيز جامههائى كه در هجر بافته بود ، خلعت كرد و رخصت مراجعت كرد . پس سليط باز مدينه شده ؛ سخنان هوذه را معروض داشت .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : لو سألنى سيّابة من الارض ما فعلت باد ما فى يده يعنى : اگر از من غوره خرما طلبد از زمين ، او را ندهم . هلاك باد پادشاهى او .
و بعد از فتح مكه جبرئيل عليه السّلام خبر مرگ هوذه را به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آورد و از پس آن پيغمبر فرمود : در يمامه كذابى دعوى نبوت خواهد كرد و مقتول خواهد گشت . و اين سخن مشعر بر حال مسيلمهء كذّاب است ، چنان كه در جاى خود مرقوم خواهد شد .
سريهء محمد بن مسلمه و آوردن ثمامه را به مدينه
و در اين سال ششم هجرت بر حسب فرمان رسول خداى عليه السّلام ، محمّد بن مسلمه با جماعتى از اصحاب مأمور به أراضى نجد شد . از قضا ثمامة بن اثال كه از اكابر آن مملكت بود ، به قصد عمره طريق مكّه مىسپرد . در عرض راه محمّد بن مسلمه با او دچار شد و تاختن كرده او را دستگير ساخت و بند برنهاد و همچنان مغلولا « 2 » به
هامش
( 1 ) . ايادى : نعمتها
( 2 ) . مغولا : دست و پا بسته