تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1161

مساهمون:

ص١١٦١
كرده‌اند ، چه مادر ايشان آن كس باشد كه ايشان را بزاد .
وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا ذلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ذلِكَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ .
« 1 » مىفرمايد : اين مردم كه ظهار كنند ، چون خواهند عود فرمايند ، به كيفر آنچه در ظهار گفته‌اند ، بايد بنده آزاد كنند از آن پيش كه مضاجعت جويند و اگر اين نتوانند ، دو ماه از پى يكديگر روزه بدارند و اگر ايشان توانائى روزه نباشد ، شصت ( 60 ) مسكين را طعام دهند . بالجمله چون اين آيات مبارك فرود شد و حدود ظهار پديدار گشت ، رسول خداى اوس را طلب داشت و اين آيات بر وى قرائت كرد و فرمود : اكنون بنده‌اى آزاد كن و با خوله درآى . عرض كرد : مرا استطاعت نيست . فرمود : اگر خواهى دو ماه از پى هم روزه بدار . گفت : يا رسول اللّه اگر روزى سه كرّت دست در خوردنى نكنم ، چشمم تاريك شود : فرمود : شصت ( 60 ) مسكين را طعام ده گفت : اين نيز در قدرت بازوى من نيست ، الّا آنكه تو اعانت فرمائى . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پانزده ( 15 ) صاع « 2 » طعام از صدقه او را عطا كرد تا كفايت آن كفّارت نمود و با ضجيع « 3 » خود رخصت مضاجعت يافت . اهل سنّت گويند اين حكم خاص اوس بود . بالجمله عايشه گويد : شكر خداوندى را كه نزد سمع ازلى او ، آواز پست و بلند يكسان است . همانا خوله در كنار خانهء من چنان سخن مىكرد كه فهم بعض سخنان او نمىكردم و خداى به سمع قديم بشنيد و كار او بساخت . گويند : عمر ابن الخطّاب او را مكانت تمام نهادى و گفتى قد سمع اللّه قولها وقتى در خلافت خود بر وى عبور مىداد ، خوله گفت : اى عمر بايست كه با تو حاجتى دارم . عمر نزد او شد و دست بر دوش او بنهاد تا سخن او بشنيد و جواب بازداد . پس به نزديك اصحاب آمد . گفتند : اى عمر جمعى صناديد « 4 » قريش را از بهر اين عجوزه « 5 » زمانى دراز بازداشتى . گفت : او را نمىدانيد ؟ اين همان زن است كه خداوند
هامش
( 1 ) . سورهء مجادله ، آيه 3 و 4 . ( 2 ) . صاع : مقدار يك من تبريز است كه براى چهار كفاره كفايت كند . ( 3 ) . ضجيع : همخوابه ، كنايه از زوجه است . ( 4 ) . صناديد : اشراف و بزرگان ( 5 ) . عجوزهء : پيره‌زن
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1161 | لسان الملك سپهر