ممالك خويش را گذاشتهايد و پناه به قسطنطنيه بردهايد تا جان خويشتن را حفظ نمائيد .
بالجمله بعضى بر آنند كه هرقل مسلمانى گرفت و گروهى گويند : دنيا را بر عقبى اختيار كرد و با فرستادهء رسول خدا فرمود : برو به نزد برادرم محمّد و عرض كن كه در پادشاهى با من شريك باش .
و گويند : در غزوهء موته با مسلمانان رزم داد ، و در مسند احمد حنبل است كه از تبوك به حضرت رسول نامه كرد كه مسلمان شدهام ؛ و پيغمبر فرمود : اين سخن به كذب گويد .
اين روايت مورخين و محدثين اسلام است و آنچه عقيدت مردم فرنگستان است - در كتاب اول ناسخ التواريخ ، در ذيل احوال هراقليوس مرقوم افتاد -
نامهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به كسرى
اما عبد اللّه بن حذافه سهمى نامهء رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله را مأخوذ داشته ، به درگاه خسرو پرويز آمد و رخصت بار يافته مكتوب پيغمبر را تسليم داد . فرمان كرد تا ترجمانى حاضر شده ، بدين شرح قرائت كرد :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم .
من محمّد رسول اللّه الى كسرى عظيم فارس ، سلام على من اتّبع الهدى و آمن باللّه و رسوله و شهد أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له و أنّ محمّدا عبده و رسوله و أدعوك بداعية اللّه عزّ و جلّ فانّى أنا رسول اللّه الى النّاس كافّة لانذر من كان حيّا و يحقّ القول على الكافرين أسلم تسلم فان أبيت فعليك اثم المجوس .
يعنى :
از رسول خدا مكتوب مىشود به سوى كسرى كه بزرگ فارس است . سلام بر كسى باد كه طريق هدايت و راه است برود و به خداوند بگرود و گواهى دهد كه خدا يكى است و محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و رسول اوست و مىخوانم ترا به كلمهء اسلام . همانا رسول خداوندم به تمام