تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1133

مساهمون:

ص١١٣٣
آن كس باشد كه نعل مرا پينه زند و على عليه السّلام نعل او را پينه مىزند . آنگاه على روى بديشان كرد و فرمود : قال رسول اللّه من كذب علىّ متعمّدا فليتبوّأ مقعده من النّار . بالجمله تواند بود كه سهيل بن عمرو آن مردم را كه قبل از صلح در حديبيه به حضرت رسول رفته بودند طلب مىكرد كه پاسخ تلخ شنيد .

[ بازگشت به مدينه ]

همانا رسول خدا بيست ( 20 ) روز در حديبيه توقف داشت و هنگام مراجعت چنان افتاد كه يك شب در منزل ضحيان « 1 » ، عمر بن الخطّاب ملازم ركاب شد و سه نوبت از پيغمبر پرسش نمود و پاسخ نيافت . عمر گويد با خود گفتم ثكلتك امّك « 2 » سه كرّت سؤال كردى و جواب نيافتى ؟ پس شتر خود را پيش راندم و بيمناك بودم كه مبادا آيتى در شأن من فرود شود . ناگاه بانگى شنيدم كه كسى مرا مىخواند و همىگويد : رسول خدايت طلب فرمود . خوف من افزون گشت و به نزديك آن حضرت شدم و سلام داد و جواب شنيدم . آنگاه پيغمبر فرمود : با من سخن كردى و جواب نيافتى ؛ زيرا كه با وحى مشغول بودم ، همانا سوره‌اى بر من فرود شد كه از آنچه آفتاب بر آن تابش كند بيشتر دوست مىدارم و سوره
إِنَّا فَتَحْنا
را قرائت فرمود و اصحاب را تهنيت داد و صحابه نيز حضرت را ترحيب و ترجيب فرستادند . و جماعتى از مفسران در تفسير
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 3 » گويند : فتح مبين همان مصالحتى است كه در حديبية واقع شد . چه جمعى در حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله معروض داشتند أفتح هو ؟ فرمود : نعم و اين صلح را فتح خواندند ، چنان كه گفته‌اند : در اين دو سال كه كار بر صلح مىرفت چندان از كافران مسلمانى برگرفتند كه با مسلمانان كه قبل از مصالحه ايمان آورده بودند برابر شدند . و گروهى از مفسرين گويند : مراد از فتح مبين فتح مكه يا فتح خيبر است كه خداوند با پيغمبر وعده نهاده بود و اينكه به صيغه ماضى ابلاغ گشت از اين در است كه اخبار خداوند در تحقق به منزله كائن
هامش
( 1 ) . ضحيان : نام موضعى است ميان نجران در راه يمن . ( 2 ) . مادرت بىفرزند شود . ( لكن اين جمله در مقام لعن و نفرين بدون توجه به معناى لغوى آن گفته مىشود ) . ( 3 ) . سورهء فتح ، آيه يك : ما پيروزى آشكارى برايت پيش آورديم .