فرمود : اللّهمّ اغفر للمحلّقين نيز صحابه گفتند : و المقصّرين . در كرّت سيم يا چهارم فرمود : و المقصّرين . عرض كردند : يا رسول اللّه چگونه است آنان را كه سر ستردند سه كرّت و چهار كرّت دعا فرمودى و آنان را كه موى چيدند يك بار دعا كردى ؟
پيغمبر فرمود : از بهر آنكه محلّقان شك نياوردند ، چه محلّقان برخاستند و شعار حلق در مناسك به جاى آوردند و مقصّران شعار حلق در مناسك به جاى نياوردند .
و چنان افتاد كه در حديبيه ، شتر ابو جهل از ميان شتران هدى گريخته به مكه رفت و بر در سراى ابو جهل بايستاد . شتربانان رسول خداى از دنبال برسيدند ، جمعى از جوانان قريش خواستند بازندهند ، سهيل بن عمرو گفت : دست بازداريد اگر خواهيد صد ( 100 ) شتر در ازاى آن بدهيد ، باشد كه بپذيرند ، اگر نپذيرند همين شتر را بايست داد . ايشان صد ( 100 ) شتر در ازاى شتر ابو جهل بر پيغمبر عرض كردند . آن حضرت فرمود : اگر نامزد هدى نگشته بود دريغ نمىرفت ، اكنون ناچار بايد نحر شود . به روايتى پيغمبر بيست ( 20 ) شتر به دست ناجيه به مكه فرستاد تا در مروه قربانى كرده بر مسكينان بخش كردند و شتر ابو جهل از آن جمله بود ، تا دل كفار شكسته شود . و هم در حديبيه قربانى كرده هر مسكين كه حاضر بود از گوشتش بهرهور ساختند و مسلمانان نيز از گوشت قربانى بخوردند .
مع القصه چون از كار نحر و حلق و تقصير پرداختند ، خداوند بادى برانگيخت كه موى مسلمانان را در زمين مكه پراكنده ساخت و رسول موى سر خويش را بر درخت سمره بيفكند . صحابه از هم درربودند . امّ عمّاره گويد : من به جدّى تمام « 1 » چند تار از آن موى به دست كردم و با غسالهء آن مرضى را همى شفا دادم .
[ پناهنده شدن زنان مؤمنه به نزد رسول خداى ]
و هم در حديبيه چند تن از زنان مؤمنه از مكه هجرت كرده به حضرت پيغمبر آمدند . از جمله ام كلثوم دختر عتبة بن عقبة بن ابى معيط بود ، از دنبال امّ كلثوم
هامش
( 1 ) . با كوشش بسيار