تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1136

مساهمون:

ص١١٣٦
آگهى فرستاد . نخستين : ابو جندل پسر سهيل بن عمرو از مكة فرار نموده به دو پيوست و هركس در مكه اختيار اسلام مىكرد ، به نزد او مىشتافت تا هفتاد ( 70 ) كس و به روايتى سيصد ( 300 ) كس در آن اراضى انجمن شدند و هر كاروان كه از قريش به شام مىشد ، مردمش را مىكشتند و اموالش را به نهب برمىگرفتند . از اين روى كار بر قريش تنگ شد پس با يكديگر شورى افكنده ، ابو سفيان بن حرب در مدينه به حضرت پيغمبر آمد و خدمتش را به خداوند و صله رحم سوگند داد كه اين جماعت را به مدينه طلب كن كه ما اين شرط را معفو داشتيم ، هر كه از ما به نزد شما مسلمان آيد با او كارى نيست . پيغمبر نامه به ابو بصير كرد كه با جماعت خود به سوى مدينه شو . چون مكتوب پيغمبر به ابو بصير رسيد جز حشاشه‌اى « 1 » از جان نداشت مكتوب مبارك را بر سر و روى مس داد و جان بسپرد و ابو جندل او را با خاك سپرده بر سر قبرش مسجدى كرد و با مسلمانان طريق مدينه گرفته به حضرت پيغمبر پيوست . و در صحيح بخارى مسطور است كه اين آيت مبارك بدين نازل شد :
وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً .
« 2 » خلاصهء معنى آن است كه : بعد از آنكه قدرت و نصرت شما را بر اين جماعت بازنمود ، رسم مقاتلت و مبارزت را از جانبين بازداشت و طريق طعان و ضراب از طرفين فرو گذاشت .

فرستادن رسول خدا رسل و رسائل به پادشاهان ممالك مكتوب پيغمبر به پادشاهان جهان

چون خداوند بىچون اين آيت مبارك به رسول خويش فرستاد :
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ فَآمِنُوا
هامش
( 1 ) . حشاشه : رقمى كه از جان محتضر باقى مانده است . ( 2 ) . سورهء فتح ، آيه 24 .