برپاى كنى نماز را مردم خود را دو گروه كن : نيمى در برابر دشمن بايستند و نيمى با تو گزارند و بايد ايشان اسلحه جنگ با خود بردارند و چون نمازگزاران با تو يك ركعت نماز گذاشتند ، بايد براى حراست در برابر دشمن شوند و آن نيمه كه نماز نكردهاند بجاى ايشان آيند و در ركعت ديگر با تو نماز بگزارند و اين جماعت نيز بايد آلت حفظ و حذر كه سپر و جوشن است و سلاح جنگ كه تيغ و سنان است با خود براند ، چه دوست دارند كافران كه شما غفلت كنيد از اسلحه و امتعهء خود ، تا همگروه و همدست بر شما حمله اندازند و بيماران و ضعيفان را گناهى نيست ، اگر سلاح جنگ از خود فرو گذارند ، لكن با توانائى و قدرت آلت حفظ خويش را برگيرند . همانا خداوند از براى كافران عذابى خواركننده آماده فرموده .
فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِكُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً
« 1 » مىفرمايد : چون نماز خوف را به پاى برديد ياد كنيد خداى را در هر حال ، چه در ايستادن و شمشير زدن و چه در نشستن و كمان شدن و چه زخمى شدن و به پهلو افتادن و آنگاه كه از خوف ايمنى يافتيد نماز را با تمام شرايط به پاى بريد . همانا نماز بر مؤمنان به اوقات معين واجب افتاده .
بالجمله رسول خدا ، بسر بن سفيان خزاعى را از ذى الحليفه به مكه فرستاد تا مكنون خاطر قريش را مكشوف داشته بازآيد . پس او برفت و معلوم داشت كه قريش از در طرد و منعاند ؛ و بازشده در نواحى عسفان « 2 » به حضرت پيغمبر پيوست و خبر بازآورد . رسول خدا اشراف اصحاب را به مشورت طلب داشت و فرمود : اگر راهى هست ، بر خانههاى احابيش و ديگر قبايل تاختن كنيم ، چه ايشان به مدد قريش آمدهاند . چون از نهب خانه و مال آگهى يافتند از قريش جدا شوند و جنگ با قريش سهل گردد .
ابو بكر گفت : يا رسول اللّه امسال آهنگ زيارت فرمودهايد و قصد مقاتلت نداشتهايد ، صواب آن است كه هم بر اين باشيد ، اگر قريش از در منع درآيند آنگاه جنگ افكنيم . چون پيغمبر تقاعد اصحاب را در اين تاختن مشاهدت فرمود ، ساكت
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيه 103 .
( 2 ) . عسفان : نام آبگاهى است ميان جحفه و مكّه .