تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1109

مساهمون:

ص١١٠٩
لقد هدّ فقدك أهل الحفاظ * و قد كنت للمصطفى خير عمّ « 1 »

ذكر آهنگ رسول خداى به جانب مكه براى اداى عمره و مصالحه آن حضرت با قريش در حديبيه

در سال ششم هجرت در شهر ذىقعده رسول خداى را در خواب نمودار شد كه به زيارت كعبه رفت و عمره گذاشت و كليد خانه را به دست داشت و اصحابى كه ملازم ركاب بودند بعضى سر بستردند « 2 » و جماعتى موى چيدند . چون بامداد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اين خواب را با اصحاب برداشت شاد شدند و چنان دانستند كه هم امسال اين دولت به دست شود . پس دوستان را آگهى دادند و كار سفر مكه همى راست كردند . چون رسول تصميم عزم داد اعرابى كه در اطراف مدينه جاى داشتند طلب فرمود تا ملازم ركاب باشند ، از بهر آنكه اگر قريش از در طرد و منع برخيزند از كثرت سپاه بينديشند و مكنون خاطر را مكشوف ندارند . بالجمله صناديد « 3 » قبيلهء غفار و اسلم و مزينه و جهينه و اشجع و دئل را حاضر ساخت و حكم داد تا با اصحاب كوچ دهند و شتران هدى را براند تا قريش بدانند آهنگ پيغمبر از بهر جنگ نيست ؛ بلكه براى عمره است ؛ اما اعراب بيم كردند كه مبادا قريش از در مبارزت بيرون شوند و اصحاب رسول خداى تاب مقاومت نياورده مغلوب گردند و اعراب نيز مقهور آيند ، لا جرم معاهده پيغمبر را بشكستند و به مماطله « 4 » و مسامحه از كوچ دادن تقاعد « 5 » ورزيدند و خداوند اين آيت بدين فرستاد :
إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ
هامش
( 1 ) . اى ابو طالب اى پناه هر مستمند و باران قحطى ديده و روشنى تاريكها . مرگ تو مردان با غيرت را كمر شكست ، تو براى پيغمبر بهترين عمو بودى . ( 2 ) . ستردن : تراشيدن و زايل كردن ( 3 ) . صناديد ، جمع صنديد : بزرگ و دلاور ( 4 ) . مماطله : به تأخير انداختن و امروز و فردا كردن . ( 5 ) . تقاعد : بازنشستن