تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1108

مساهمون:

ص١١٠٨
قال رسول اللّه : يا عمّ انّك تخاف علىّ اذى اعدائى و لا تخاف على نفسك عذاب اللّه ، فضحك ابو طالب و قال :
و دعوتنى و زعمت انّك ناصحى * و لقد صدقت و كنت ثمّ امينا
بر اسلام حضرت ابو طالب نيز برهانى محكم است كه مادر على عليه السّلام ضجيع او بود ؛ زيرا كه فاطمه بنت اسد بن هاشم كه اول هاشميه‌اى است كه هاشمى زاد و اول زنى است كه با رسول خداى بيعت كرد . از على بن الحسين عليهما السّلام از اسلام ابو طالب پرسش كردند . قال : وا عجباه ! اللّه تعالى نهى رسوله ان يقرّ مسلمة على نكاح كافر و قد كانت فاطمة بنت اسد من السّابقات الى الاسلام و لم تزل تحت ابى طالب الى ان مات . و فاطمه آن كس است كه رسول خداوند پيراهن خود را كه ملاصق « 1 » بدن مبارك بود از بهر او كفن فرمود - چنان كه در ذكر وفات فاطمه مرقوم است - چگونه زنى مسلمه در سراى كافرى به شرط زناشوئى مىزيست ؟ ! و اين اشعار را على عليه السّلام در مرثيه خديجة الكبرى و ابو طالب عليهما السّلام فرمايد و هرگز امير المؤمنين عليه السّلام از بهر كافرى مرثيه نگويد :
أ عينيّ جودا بارك اللّه فيكما * على هالكين ما نرى لهما مثلا
على سيّد البطحاء و ابن رئيسها * و سيّدة النّسوان أوّل من صلّى
مهذّبة قد طيّب اللّه خيمها * مباركة و اللّه ساق لها الفضلاء
مصابهما أدجى لى الجوّ و الهوى * فبتّ أقاسى منهما للهمّ و الثّكلا
لقد نصرا فى اللّه دين محمّد * على من بغى فى الدّين قد رعيا الّا « 2 »
و هم امير المؤمنين عليه السّلام در مرثيه ابو طالب فرمايد :
أبا طالب عصمة المستجير * و غيث المحول و نور الظّلم
هامش
( 1 ) . پيراهنى كه به بدن مباركش چسبيده بود . ( 2 ) . اى دو چشم من سخا كنيد ، بركت كناد خدا در شما ، بر دو مرده كه نبينى مر آن دو را مانندى بر مهتر رودخانه مكه و پسر سردار آن و بر مهتر زنان ، اول كسى كه نماز گزارد ، پاكيزه‌اى كه به حقيقت خوش گردانيد خدا خوى او را خجسته ، و خدا راند به جانب او احسان خود را . مصيبت اين دو تاريك كرد براى من بيان آسمان و زمين را و هوا را ، پس شب گذاشتم كه كشيدم از اين دو اندوه را و رنجى مثل نايافتن فرزند . هرآينه به حقيقت يارى كردند در راه خدا دين محمّد را بر آن كس كه ستم كرد در دين به حقيقت نگاه داشتند پيمان را .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1108 | لسان الملك سپهر