تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1057

مساهمون:

ص١٠٥٧
لشكر خرما بود كه سعد بن عباده بر شتران خويش حمل مىداد و رسول خداى مىفرمود : خوب طعامى است خرما . پس خداى هول در دل يهودان انداخت چنان كه فرمايد :
وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيراً
« 1 » يعنى : آن جهودان كه در جنگ پشتوان قريش بودند و اينك متحصن گشته‌اند ، خداوند هول و هراسى بزرگ در دل ايشان افكند تا از قلاع خويش به زير آمدند . پس مردان ايشان مقتول و زنان ايشان اسير گشت و هر مال كه اندوخته بودند بهرهء مسلمانان شد و بسا زمين‌ها كه هنوز آهنگ آن نكرده‌اند هم بهرهء مسلمانان خواهد شد . پس يهودان ، نباش بن قيس را يا غزال بن شمول را از حصار به رسالت نزد رسول خداى فرستادند كه ما فرود مىآئيم ، به شرط آنكه با ما آن كنى كه با بنى النّضير كردى ، زن و فرزند برگيريم و از اين ديار به در شويم و اموال و اثقال خويش را براى تو گذاريم . پيغمبر رضا نداد و فرمود : بر آن شرط بيرون شويد كه هر حكم بخواهيد بر شما برانيم . نباش بازشد و خبر بازداد . كعب بن اسد اشراف قوم را بخواند و به روايتى حىّ بن اخطب نيز در ميان ايشان بود . بالجمله كعب بن اسد گفت : اى مردمان سه سخن گويم ، يكى را از من بپذيريد : نخستين آنكه با پيغمبر ايمان آوريد چه دانسته‌ايد بر حق است ، نه آخر ابن جراس كه از احبار شما بود بدين بلد آمد و شما را بشارت ظهور او داد و به متابعت او وصيّت فرمود و گفت : اگر من زمان او را درنيافتم سلام من برسانيد و اين لجاج و عناد بر يكسو نهيد و از اموال و اولاد و انفس ايمن شويد . گفتند : ما هرگز بر تورية كتابى اختيار نكنيم . گفت : پس اين زنان و فرزندان را به دست خويش بكشيد و از حصار بيرون شويد و دل بر جنگ نهيد ، اگر ظفر جستيد با زن و فرزند توان به دست كرد و اگر نه اسير و دستگير نخواهند شد . گفتند : كه را دل دهد كه اين بىگناهان را به
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيه 26 و 27 : گروهى از اهل كتاب را كه از آنها حمايت كردند از قلعه‌هاى محكمشان پائين كشيد و در دلشان وحشت انداخت و شما گروهى از آنها را به قتل رسانديد و گروهى را اسير كرديد . خدا زمين و اموالشان و نيز زمينى را كه گام در آن ننهاده بوديد به شما واگذاشت كه خداوند بر هر كارى تواناست .