فرمود : به نزديك زهرا برده باش تا غسل دهد . حسن ببرد و فاطمه بشست و بازآورد . و نقطهاى از خون در روى ذو الفقار بجاى بود . على فرمود : اگر فاطمه غسل داد اين نقطه چيست ؟ قال النّبىّ : يا علىّ سل ذو الفقار يخبرك ، فهزّه و قال : أ ليس قد غسّلتك الطّاهرة من دم الرّجس النّجس ؟ فأنطق اللّه السّيف ، فقال بلى و لكنّك ما قتلت بى أبغض الى الملائكة من عمرو بن عبد ودّ فامرنى ربّى ، فشربت هذه النّقطة من دمه و هو حظّى منه فلا تنتضينى يوما الّا و رأته الملائكة و صلّت عليك يعنى :
رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله با على فرمود : از ذو الفقار پرسش كن . پس على تيغ را جنبش داد و فرمود : نه آخر فاطمه تو را بشست ؟ ذو الفقار به سخن آمد و گفت : چنين است ، لكن تو هيچ كس را با من مقتول نساختى كه نزد فرشتگان مبغوضتر از عمرو باشد ، پس خداى امر كرد تا اين مقدار از خون وى بياشاميدم و بهره گرفتم و هيچ روز مرا بر روى اعدا كشيده نساختى ، جز اينكه فرشتگان بر تو درود فرستادند .
ابن ابى الحديد گويد : از شيخ ما ابو الهذيل پرسش كردند كه ابو بكر افضل است يا على : فقال يا ابن اخى و اللّه لمبارزة علىّ عمروا يوم الخندق تعدل اعمال المهاجرين و الانصار و طاعتهم كلّها فضلا عن ابى بكر وحده .
به روايت ابن اسحاق در جنگ خندق شش ( 6 ) تن از مسلمانان شهيد شد : اول :
سعد بن معاذ . دويم : انس بن اوس بن عتيك . سيم : عبد اللّه بن سهل . اين سه تن از قبيلهء جماعت بنى عبد الاشهلاند . چهارم : طفيل بن نعمان . پنجم : ثعلبة بن غنم . و اين دو تن از بنى جشم بن الخزرجند . ششم : كعب بن زيد از جماعت بنى نجار از قبيلهء بنى دينار . وى نيز زخم تير يافت و از پس آن درگذشت .
و از مشركين سه تن مقتول شد : اول : عمرو بن عبد ودّ از بنى عامر بن لؤىّ ، ثمّ من بنى مالك بن حسل . دويم : منبّه بن عثمان بن عبيد بن السّباق بن عبد الدّار زخم تير يافت و در مكه هلاك شد . سيم : نوفل بن عبد اللّه بن المغيره از بنى مخزوم . ابن هشام گويد : حسل پسر عمرو بن عبد ودّ نيز به دست على عليه السّلام كشته شد .
غزوهء بنى قريظه
عايشه گويد : چون از جنگ خندق مراجعت كرديم ، رسول خداى سلاح از تن