به دست باد صبا ، زلزله در لشكرگاه كفار انداخت و خيمهها و ديگدانها را نگون همىساخت .
و به روايتى فريشتگان آتشها را مىنشاندند و ميخهاى خيام را برمىكندند و طنابها را مىبريدند ، چندانكه از كثرت هول و هيبت كفار را جز هرب و هزيمت چاره نماند چنان كه خداى مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جاءَتْكُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ رِيحاً وَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْها وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً .
« 1 » و هم اين آيت مبارك فرود شد :
وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً .
« 2 » علىّ بن ابراهيم گويد : اين آيت مبارك بدين گونه نازل شده : و كفى اللّه المؤمنين القتال بعلىّ بن أبى طالب و كان اللّه قويّا عزيزا .
و دشمنان على عليه السّلام لفظ بعلىّ بن أبي طالب را از اين آيت مبارك انداختهاند .
مىفرمايد : اى جماعت مؤمنين فراموش مكنيد نعمت خداوند را آن وقت كه صرصر را به دفع لشكر دشمن گماشت و از فريشتگان سپاهى كه ديدار نبود به حمايت شما فرستاد و كفايت امر شما را در جنگ به قوت بازوى على عليه السّلام كرد و كافران را با همه خشم و كين سر برتافت .
شيخ عماد الدين كثير در تفسير خود گويد : اگر نه پيغمبر رحمة للعالمين بودى ، اين باد كه بر احزاب وزيد از باد عقيم عاديان در شدّت و سورت افزون آمدى . و ابن مردويه در تفسير خود از ابن عباس آورده كه : باد صبا ، باد شمال را گفت : متفق باش تا يك امشب رسول خداى را يارى دهيم . باد شمال در پاسخ گفت : انّ الحرائر لا تهبّ باللّيل و به روايتى گفت : انّ الحرّة لا تسرى باللّيل پس شمال از قربت حق بعيد افتاد و صبا رسول خداى را نصرت داد . پيغمبر فرمود : نصرت بالصّبا و اهلكت عاد بالدّبور .
بعضى از احاديث را كه معانى آن از خاطرها بعيد است نبايد اسباب استغراب « 3 »
هامش
( 1 ) . احزاب ، 9 : اى مؤمنان نعمتى را كه خدا به شما داده است به ياد آوريد . آنگاه كه لشكريانى نزد شما آمدند ما طوفان و لشكرى كه نمىديدند بر آنها فرستاديم و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست .
( 2 ) . احزاب ، 25 : خداوند كافران را خشمناك و نااميد بازگرداند ، خداوند مؤمنان را از جنگ بىنياز كرد . خداوند مقتدر نيرومند است .
( 3 ) . استغراب : عجيب و غريب شمردن