تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 999

مساهمون:

ص٩٩٩
كه تو رسول خدائى و خدا شهادت مىدهد كه ايشان سخن به كذب كنند و اين سوگندهاى دروغ را از بهر حفظ خويش ياد كنند و سپر تن و جان شمرند ، آنگاه حايل و حاجز باشند طريقت حق را كه مردمى بدكردارند .
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » گويند : چون باز مدينه شويم آن كس كه عزيز باشد ؛ ذليل را دفع دهد و ندانند كه عزّت خاص خدا و رسول اوست . چون كذب پسر ابىّ مكشوف افتاد ، عبادة بن الصّامت و اوس بن عبد اللّه بر وى گذشتند و سلام نكردند . عبد اللّه ايشان را نكوهش كرد . گفتند : تا از در توبت بيرون نشوى و رسول خدا از بهر تو طلب استغفار نكند بر تو سلام نكنيم . عباده گفت : هم‌اكنون حاضر حضرت شو تا از بهر تو طلب مغفرت كند و اگر نه در حق تو آيتى فرود شود كه مسلمين در نمازها قرائت كنند . عبد اللّه [ بن ابىّ ] سخن او را وقعى نگذاشت و اين آيت مبارك نازل شد :
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ
« 2 » مىفرمايد : چون ايشان را بياگاهانند كه به نزديك رسول خدا شويد تا از بهر شما استغفار كند استنكاف نمايند ، اگر همه از بهر ايشان استغفار كنى ، هم آمرزيده نشوند اين از بهر آن است كه خمير مايهء فطرت ايشان سرشته خباثتى است كه در خور آمرزش نباشد و آمرزش اين گونه فطرتهاى خبيثه ملازم محال بود . قدرت خداوند و دعاى پيغمبر او تعلّق بر محال نگيرد . مع القصه عبد اللّه بن ابىّ را پسرى بود كه عبد اللّه « 3 » نام داشت . مردى مؤمن و پارسا بود . چون بشنيد كه عمر بن الخطّاب در حضرت پيغمبر معروض داشته كه : فرمان
هامش
( 1 ) . منافقين ، 8 : آنها مىگويند : اگر به مدينه بازگرديم عزّت‌يافتگان ، خوارشدگان را بيرون مىكنند ، در حالى كه عزّت از آن خدا و فرستادهء او و مؤمنان است ولى منافقان اين را نمىدانند . ( 2 ) . منافقين ، 5 و 6 : چون به آنها گفته شود بياييد تا فرستادهء خدا برايتان استغفار كند سر بگردانند و مىبينى كه اعراض مىكنند و تكبر مىورزند . تفاوت نكند كه برايشان استغفار كنى يا نكنى ، خداوند هرگز آنها را نخواهد بخشيد زيرا خدا فاسقان را هدايت نمىكند . ( 3 ) . متن : عبيد اللّه .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 999 | لسان الملك سپهر