نخستين از جزيره عرب بيرون كرد . شما اى مؤمنان گمان نداشتيد كه ايشان بيرون روند و ايشان گمان داشتند كه حصارهاى محكم دفع دشمن تواند كرد و نزول عذاب خداى را دافع و مانع خواهد بود . همانا عذاب خداى از آنجا كه گمان نداشتند درآمد و دلهاى ايشان را از ترس و بيم بينباشت تا خانههاى خود را به دست خود خراب همىكردند و مؤمنان نيز به تخريب همدست شدند پس عبرت گيريد اى صاحبان بصيرت .
و نيز مىفرمايد :
وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابُ النَّارِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ يُشَاقِّ اللَّهَ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ
« 1 »
.
خلاصهء معنى آن است كه : اگر خداى آوارگى ايشان را رقم نكرده بود كيفر ايشان در دنيا به قتل و اسر مىفرمود . همانا در جهان ديگر عقاب و عذاب ايشان نهاده است ؛ زيرا كه دشمن خدا و رسول اويند و هر كه با خداى منازعت كند عذاب عظيم بيند .
مع القصه رسول خداى ، محمّد بن مسلمه را فرمان داد تا ايشان را كوچ دهد و هر سه تن را يك شتر و يك مشك بداد و به روايتى ششصد ( 600 ) شتر كه مر ايشان را بود رخصت يافته هر چه توانستند برگرفتند و حمل دادند و ديگر اسباب و اسلحه خود را بجاى گذاشتند و دفزنان و سرودگويان از بازار مدينه عبور كردند ، كنايت از آنكه ما را از اين بيرون شدن اندوهى و باكى نباشد . آنگاه جماعتى به شام و گروهى به اذرعات شام « 2 » و برخى به خيبر شدند . و از آن قبيله دو تن مسلمانى گرفت : يكى را عمران نام بود و آن ديگر را بنيامين همىگفتند كه عمرو بن حجاش باشد كه خواست سنگ بر پيغمبر بغلطاند . لا جرم هرگاه پيغمبر اين قصه را با خاطر او مىداد ، شرمسار شده سر به زير مىانداخت . امير المؤمنين عليه السّلام در بيرون شدن جماعت بنى النّضير اين شعرها بفرمود و از قتل كعب بن اشرف كه قائد جهودان بود نيز تذكره كرده و مىفرمايد :
هامش
- دلشان ترس و وحشت افكند به گونهاى كه خانههايشان را با دست خود و دست مؤمنان ويران كردند ، پس اى صاحب نظران عبرت گيريد .
( 1 ) . حشر ، 3 و 4 : اگر خدا مقرر نداشته بود كه آنها بيرون روند در دنيا معذبشان مىكرد و نصيب آنها در آخرت عذاب آتش است ، اين بدان جهت است كه آنان با خدا و فرستادهاش مخالفت كردند و هر كس با خدا مخالفت كند ( بداند كه ) خدا سختگير است .
( 2 ) . اذرعات : نام بلدى است در شام .