عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ .
« 1 » آنچه بريديد از درختان خرما يا گذاشتيد به جاى خود ، به امر خداى بود . از بهر آنكه يهودان را خوار و ذليل كند .
بالجمله جهودان در تنگناى حصار بماندند و عبد اللّه بن سلول ايشان را يارى نداد چنان كه خداى فرمايد :
كَمَثَلِ الشَّيْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمِينَ .
« 2 » يعنى : مثل ايشان مثل شيطان است كه گفت انسان را كافر شو ، پس چون كافر شد گفت : من بيزارم از شما . به درستى كه من مىترسم از خداوندى كه پروردگار عالميان است .
مع القصه چون يك باره كار بر جهودان صعب افتاد ، ناچار دل بر جلاى وطن « 3 » نهادند و كس به حضرت رسول فرستادند كه ما را امان ده تا از اين ديار به در شويم و اموال و اثقال خود را حمل كرده كوچ دهيم . پيغمبر فرمود : زياده از آنچه شتران شما حمل تواند كرد ، با شما نگذارم ، ايشان رضا ندادند و همچنان روزى چند از پس حصار بزيستند . چون در ثانى نيز از اين رنج و تاب فتح بابى نبود ناچار سر به رضا فرود داشتند . پيغمبر فرمود : چون نخست سر برتافتيد به كيفر آن هر چه داريد بگذاريد و بگذريد .
جهودان هراسان شدند و دانستند كه اين نوبت به سلامت جان نيز دست نيابند سخن بر اين نهادند و از غم آنكه خانههاى ايشان بهرهء دشمنان خواهد شد به دست خويش خانههاى خويش همى خراب كردند ، چنان كه خداى فرمايد :
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« 4 » مىفرمايد : اوست خداوند كه كفار جهود را
هامش
( 1 ) . حشر ، 5 : هر درخت خرمايى كه بريديد و يا آن را بر ريشهاش واگذارديد به فرمان خدا بود تا فاسقان خوار شوند .
( 2 ) . حشر ، 16 : همچون شيطان كه به انسان گفت : كافر شو . و چون كافر شد گفت : من از تو بيزارم .
من از خداوندى كه پروردگار عالميان است بيم دارم .
( 3 ) . جلاى وطن : آوارگى و ترك كردن وطن
( 4 ) . حشر ، 2 : اوست كه كافرشدگان اهل كتاب را با نخستين برخورد از خانههايشان راند و شما رانده شدن آنها را گمان نمىكرديد و آنها نيز گمان داشتند كه دژهاى محكم آنها از عذاب الهى مصونشان خواهد داشت ، اما خداوند از جايى كه گمان نمىكردند به سراغشان آمد و در -