تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 969

مساهمون:

ص٩٦٩
برداشت . اصحاب نيز تكبير بگفتند و رايت جنگ را به امير المؤمنين عليه السّلام سپرد و از پيش بفرستاد و ابن امّ مكتوم را به خليفتى مدينه بازداشته از دنبال على شتاب گرفت و نماز ديگر را در اراضى بنى النضير گزاشت . جهودان در حصارها را استوار كردند و مدافعه را به منازعه برخاستند . « 1 » عبد اللّه بن ابىّ از اعانت ايشان دست بازداشت و بنى غطفان و قريظه نيز جانب ايشان فروگذاشت و خداى اين آيت بديشان فرستاد :
لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ
« 2 » اگر بيرون كرده شوند يهودان ، منافقان موافقت نكنند و اگر كارزار كنند هم ايشان را يارى ندهند و اگر يارى كنند لاجرم پشت دهند و بگريزند پس جهودان يارى كرده نشوند . بالجمله پانزده ( 15 ) شبانه روز جهودان در تنگناى حصار ، خويشتن‌دارى همىكردند ، و سراپردهء رسول خداى در اقصاى قبيله بنى حطمه افراشته بود . يك شب چنان افتاد كه غرورا نام ، مردى از بنى النّضير خدنگى به سوى خيمهء آن حضرت گشاد . پيغمبر فرمود : تا آن سراپرده را برداشته در دامان جبل افراشته كردند و مهاجر و انصار پيرامون آن را به حراست پرّه زدند . شبانگاه على از ميان مسلمانان ناپديد گشت مردمان او را بازجستند . رسول خداى فرمود : همانا تشديد امر شما خواهد كرد . بالجمله على مرتضى از لشكرگاه دور شده به گوشه‌اى كمين نهاد . ناگاه غرورا با نه ( 9 ) تن ديگر از جهودان با تيغ كشيده از قلعه به زير آمده تا مگر بر مسلمانان كيدى افكند . چون وقت رسيد كه بر على عبور كند ، آن حضرت بر او تاختن برد و در حملهء نخستين او را درانداخت و سرش برگرفت ؛ و ديگر جهودان چون اين بديدند بجستند . پس على مرتضى عليه السّلام سر غرورا را به حضرت رسول آورده بيفكند . و ابو دجانه و سهل بن حنيف را با هشت ( 8 ) تن ديگر از اصحاب برداشته شتاب گرفت ؛ و چنان تاختن كرد كه پيش از آنكه جهودان به قلعه در روند گرفتار شدند و
هامش
( 1 ) . براى دفاع از خود به جنگ پرداختند . ( 2 ) . حشر ، 12 : اگر آنان را نفى بلد كنند با آنها خارج نمىشوند و اگر با آنها بجنگند ياريشان ندهند و اگر هم ياريشان كنند پشت به ميدان كرده بگريزند و يارى نبينند .