تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 970

مساهمون:

ص٩٧٠
همگان عرضه دمار گشتند « 1 » و سرهاى ايشان را نيز به حضرت پيغمبر آورده بر حسب فرمان از در خانه‌هاى بنى حطمه درآويختند . و از اين مبارزت رعبى عظيم و خوفى بزرگ در دل جهودان جاى كرد . هم رسول خداى فرمود : درختان خرماى ايشان را از بيخ بزنند ، جز يك نوع از تمر كه عجوه نام داشت ؛ و حكمت اين حكومت آن بود كه جهودان از وقوف در آن اراضى يكباره دل برگيرند . جهودان پيام كردند كه اى محمّد ! خداى ترا فساد نفرموده ، درختان را از بهر چه قطع كنى ؟ اگر ما بباشيم كه ما را باشد و اگر نه شما را خواهد بود و از اين سخن خلافى در ضمير بعضى از مردم درافتاد و همىگفتند : اين درختان بهرهء ما خواهد گشت قطعش واجب نشده است . پس پيغمبر ، عبد اللّه بن سلام و ابو ليلى مازنى را متصدى ساخت تا آن نخيلان را از بيخ بزنند . ابو ليلى نخل عجوه را همىافكند و گفت : اين بر جهودان دشوارتر باشد و عبد اللّه زبون‌ترين را كه لون گويند همى قطع كرد و گفت : زود باشد كه اين جمله بهرهء مسلمانان شود . نيكوتر را براى ايشان گذارم و شش اصله نخل قطع كردند و بسوختند و حسان بن ثابت گويد :
و هان على سراة بنى لؤىّ * حريق بالنّويرة مستطير « 2 »
و در جواب او ابو سفيان بن الحارث اين شعر بگفت و هنوز مسلمانى نداشت .
ادام اللّه ذلك من صنيع * و حرق فى نواحيها سعير
ستعلم ايّنا منها يسير * و تعلم اىّ ارضينا تصير
و خداوند جل جلاله اين آيت مبارك فرو فرستاد :
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً
هامش
( 1 ) . به معرض هلاكت درآمدند . ( 2 ) . در ديوان حسان بن ثابت بقيه ابيات اين اشعار بدين قرار است ( ص 117 - 118 ) .تفاقد معشر نصروا قريشا * و ليس لهم ببلدتهم نصيرهم اوتوا الكتاب فضيّعوه * فهم عمى من التّوراة بوركفرتم بالقرآن و قد أتيتم * بتصديق الّذى قال النّذيرو در مصرع دوم بيت چهارم كه برابر متن ماست به جاى « بالنويره » ، « بالبويرة » آمده و مصحح محترم ديوان حسان در پانوشت توضيح داده‌اند كه : و البويرة : هو موضع منازل بنى النضير اليهود الذين غزاهم رسول اللّه .