تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 974

مساهمون:

ص٩٧٤
مع القصه آنچه از جهودان به جاى ماند پنجاه ( 50 ) زر و پنجاه ( 50 ) خود و سيصد و چهل ( 340 ) شمشير بهره رسول خداى گشت و اين اموال فيء مسلمين بود . و فيء آن باشد كه چون آتش حرب سرد شود به دست آيد « 1 » ؛ و خمس از آن جدا نشود و رسول خداى بهر كه خواهد دهد . چنان كه خداى فرمايد :
وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 2 » يعنى : و آنچه خداى بازگردانيد بر رسول خود ، از آن جماعت پس شما هيچ اسب و شتر بر ايشان تاختن نكرديد و لكن خداى غالب كند رسولانش را بر هر كه مىخواهد و خداى بر هر چيز قادر و توانا است . مع القصه رسول خداى انصار را مختار فرمود كه اگر خواهيد اين مال را بر مهاجران قسمت كنم و حكم كنم كه از خانه‌هاى شما بيرون شوند و خود كار خويش را كفيل باشند و اگر نه شما را نيز از اين غنيمت قسمت دهم و كار شما با مهاجر برقرار باشد . چه از آن وقت كه رسول خداى به مدينه هجرت فرمود ، چون مهاجران را مالى كه بدان معاش كنند يا خانه‌اى كه اقامت فرمايند نبود ، رسول خداى فرمود كه : هر كس از انصار يك تن از مهاجرين را به خانهء خويش جاى داده با مال خويش شريك كند و معاش او را كفيل باشد . و اين كار تا بدانجا بود كه انصار قرعه مىافكندند و به حكم قرعه يك تن از مهاجرين را به خانهء خويش مىبردند . مع القصه سعد بن معاذ و سعد بن عباده عرض كردند : يا رسول اللّه اين مال كه از
هامش
- شب گذاشت چشم‌ها براى او گريه‌كننده كه هرگاه كه داده مىشد خبر مرگ كعب مر آن چشم‌ها را ، اشك مىريختند . پس گفتند مر احمد را كه بگذار ما را زمانى اندك ، چه به درستى كه ما از نوحه‌گران شفا نيافته‌ايم . پس رها كرد ايشان را ، پس گفت : كوچ كنيد براندن بر رغم بينيها . و بيرون كرد از خان‌ومان قبيلهء نضير را به غربت ، و بودند به خانهء صاحب آرايش به موضع اذرعات ، در حالى كه رديف هم بودند ايشان بر هر شتر صاحب ريش لاغر .جمعى كه سزاوار سم و دم باشند * از بهر چه در ميان مردم باشندچون ظلمت محضند ز سر تا به قدم * آن به كه ز چشم مردمان گم باشند( شرح ديوان منسوب به . . . ص 585 - 589 ) . ( 1 ) . فيء را با غنيمت فرق آن است كه غنيمت آن باشد كه در ميان مقابله و حرب به دست آيد و هنوز جنگ برجاست ، و فيء آن باشد كه چون جنگ تمام شده به دست آيد ( س ) . ( 2 ) . حشر ، 6 : چيزى كه خدا از آنها به رسولش غنيمت داد ، نه اسبى بر آن تاختيد نه شترى ، ولى رسولانش را بر هر كس بخواهد مسلط مىسازد و خدا بر هر چيز تواناست .