تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 964

مساهمون:

ص٩٦٤
دادند . عامر گفت : اگر از اين زخم جان برم ربيعه را كيفر كنم ؛ و اگر از جهان بگذرم خون من در ازاى عم من است ؛ لكن از آن زحمت جان به سلامت برد و بعد از آن به نفرين رسول خداى كه فرمود : اللّهمّ اكفنى عامرا در خانه زنى سلوليّه طاعونى چون شتران برآورد . آنگاه كه نزديك به هلاكت رسيد گفت : غدّة كغدّة البعير و الموت فى بيت سلوليّة و اسب خود را بخواست و به زحمت تمام برنشست و لختى راه بپيمود و پشت اسب جان بداد .

غزوه بنى النّضير

و هم در سال چهارم غزوه بنى النضير پيش آمد . همانا نخستين از شرح حال اين جماعت گزير نباشد . معلوم باد كه جهودان بنى النّضير هزار ( 1000 ) تن مردم بودند و جهود بنى قريظه هفتصد ( 700 ) تن برمىآمدند . و چون بنى النّضير هم‌سوگندان عبد اللّه پسر ابىّ بودند قوتى به كمال داشتند و بر بنى قريظه فزونى مىجستند ، چنان كه پيمان نهادند و سجل « 1 » كردند كه : چون از قبيلهء قريظه يك تن از بنى نضير را مقتول سازد خونخواهان ديت يك مرد به تمام بگيرند و قاتل را نيز مقتول سازند ؛ و اگر از بنى النّضير يك تن از بنى قريظه را بكشد روى قاتل را قيراندود كرده وارونه بر حمارش نشانند و نيم ديت از وى ستانند . و اين جمله در مدينه نشيمن داشتند و در امان رسول خداى بودند به شرط كه دشمنان را بر رسول خداى نشورند و با اعداى دين همداستان نشوند . ناگاه چنان افتاد كه از قبيلهء بنى قريظه يك تن از بنى النّضير را بكشت . وارث مقتول خواست تا بر حسب پيمان و سجل حكومت براند ، هم قاتل را بكشد و هم ديت ستانند . در اين وقت چون اسلام قوت يافته بود و جهودان ضعيف بودند بنى قريظه پيمان بشكست و گفت : اين حكومت با تورية راست نيايد اگر خواهيد قصاص كنيد و اگر نه ديت ستانيد . عاقبت سخن بدانجا افتاد كه در ميان ايشان رسول
هامش
( 1 ) . قرارداد با امضاء