تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 947

مساهمون:

ص٩٤٧
آنگاه به خانهء ثابت بن اقلح فرود شدند و با عاصم بن ثابت ساز حفاوت « 1 » و مهربانى طراز كردند و گفتند : چه باشد كه تو از آنان باشى كه از بهر تعليم شرايع با ما خواهند بود . و عاصم را نيز بدين سخن رغبت دادند . اين ببود تا پس از روزى چند رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از ميان اصحاب ده ( 10 ) تن اختيار كرده فرمان داد كه با آن جماعت به ميان قبايل شده تعليم قرآن و شرايع كنند . اول : عاصم بن ثابت بن ابى الاقلح انصارى . دويم : مرثد بن ابى مرثد . سيم : خبيب بن عدىّ . چهارم : زيد بن الدّثنه . پنجم : عبد اللّه بن طارق . ششم : خالد بن ابو البكير . هفتم : معتّب بن عبيد و سه تن ديگر از اصحاب نيز با ايشان مأمور بودند و عاصم بن ثابت و به روايتى مرثد بن ابى مرثد امير ايشان بود . پس همگى سلاح جنگ در بر كرده با آن جماعت از مدينه بيرون شدند . مردم عضل و قاره گفتند : شما را دشمنى نيست بيهوده حمل سلاح از بهر چيست ؟ ايشان پاسخ دادند كه مبادا در راه خطبى « 2 » واقع شود و فتنه‌اى حديث گردد . « 3 » بالجمله روزها در بيغوله‌ها « 4 » اقامت مىنمودند و شبها طىّ مسافت مىكردند تا هفت ميل از عسفان « 5 » گذشته در زمين هده « 6 » فرود شدند . چون تا ارض مكه هفت ( 7 ) ميل بيش نماند ، يك تن از مردم عضل و قاره سبقت گرفته سفيان بن خالد را مژده رسانيد كه اينك عاصم بن ثابت را با جمعى از محمّديان آورده‌ايم . سفيان نيك شاد شد و در زمان با دويست ( 200 ) تن از ابطال بنى لحيان كه صد ( 100 ) تن از ايشان كمانداران بودند به طلب مسلمانان بيرون شد و همه جا شتاب زده طى مسافت همىكرد . بامداد ديگر عاصم با مسلمانان در ارض رجيع درآمد و مقدارى خرما كه با خود داشت خوردن گرفت و به خاطر آورد كه مبادا بعد از طىّ مسافت در اين بيابان بىپناه آفتى روى دهد ، در حال جنبش كرد و به سوى جبل شتاب گرفت . و هم در زمان سواران كفار دررسيدند و ندانستند مسلمانان به كجا شده‌اند ؟ ناگاه
هامش
( 1 ) . حفاوت : مهربانى ( 2 ) . خطب : پيش‌آمد بزرگ . ( 3 ) . حديث گردد : واقع شود . ( 4 ) . بيغوله‌ها : گوشه و خرابه‌ها ( 5 ) . عسفان : موضعى است از آنجا تا مكه دو منزل است . ( 6 ) . هده : موضعى است نزديك به مكه .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 947 | لسان الملك سپهر