تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 946

مساهمون:

ص٩٤٦

سريّه رجيع

و هم در سال سيم هجرت و به روايتى در اول [ سال ] چهارم ، سريّه رجيع « 1 » پيش آمد ، چه آنگاه كه قريش از حرب احد به سوى مكه شدند ، سفيان بن خالد هذلى ثمّ اللّحيانى با جماعتى از قبيله عضل و قاره به مكه آمدند و قريش را به نصرتى كه در احد يافته بودند تهنيت « 2 » گفتند . در اين وقت از محله بنى عبد الدّار فرياد سوگوارى و ناله برخاست . سفيان پرسش نمود . مكشوف افتاد كه جماعتى از مردم آن محلت كه علمداران سپاه بودند در جنگ احد به دست مسلمين مقتول گشته‌اند . لا جرم سفيان مردم خود را برداشته بدان محلت شد و سلافه بنت سعد « 3 » را كه زوجه طلحة بن ابى طلحه بود ، در قتل شوهر و پسرانش تعزيت گفت و تسليت فرستاد . و سلافه گفت : من موى خود بريده‌ام و سوگند ياد كرده‌ام كه روغن بر سر مسح نكنم تا خون كشتگان خويش نجويم ؛ و پيمان نهاده‌ام كه هر كه سر يك تن از كشندگان ايشان را بياورد صد ( 100 ) نفر شتر بدهم . طمع سفيان جنبش كرد و گفت : كيست كشندگان ايشان ؟ سلافه گفت : چهار پسر از من مقتول شده : دو تن را عاصم بن ثابت و يكى را طلحة بن عبيد اللّه و آن ديگر را زبير بن العوّام كشته است . پس سفيان با خويشتن حيلتى انديشيد و در خاطر گرفت كه جمعى را به مدينه فرستاده تا در نزد رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله به دروغ اظهار اسلام كنند و حصول تمنّى را حيلتى افكنند . « 4 » پس هفت ( 7 ) تن از قبيله عضل و قاره كه در تدليس « 5 » از ابليس « 6 » افزون بودند به سوى مدينه گسيل ساخت . و ايشان در حضرت رسول خداى آمده به كذب مسلمانى گرفتند و گفتند : در قبيلهء ما بسيار كس باشد كه اختيار اسلام نموده و بسا كس كه در طلب مسلمانى باشد ، لا جرم جماعتى را با ما همراه كن كه در ميان قبيله تعليم شرايع كند .
هامش
( 1 ) . رجيع : نام آبى است از بنى هذيل . ( 2 ) . تهنيت : مباركباد ( 3 ) . متن : سلافه بنت سعد . ( 4 ) . براى رسيدن به مقصود مكرى كنند . ( 5 ) . تدليس : حيله و تزوير . ( 6 ) . ابليس : شيطان
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 946 | لسان الملك سپهر