تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 943

مساهمون:

ص٩٤٣
ايمان آورد ، اما حارث به خون‌خواهى پدر ، از بهر قتل مجذّر انتهاز « 1 » فرصت مىبرد و در جنگ بدر هر دو تن حاضر شدند و از بهر حارث فرصتى به دست نشد . چون جنگ احد پيش آمد در گردگاه ميدان و داروگير مردان ، ناگاه حارث از قفاى مجذّر درآمد و نيك نگريست هيچ يك از مسلمانان را نگران نيافت ، پس چيردستى كرد و مجذّر را به ضرب تيغ از پاى درآورد . مسلمانان چنان دانستند كه : مجذّر به دست مشركين شهيد شده تا آنگاه كه پيغمبر از غزوهء حمراء اسد بازشد جبرئيل عليه السّلام خبر قتل مجذّر را به دست حارث آگهى آورد . رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله بىآنكه درنگ فرمايد حمار خويش را طلب فرموده ؛ سوار شده راه قبا برگرفت . و مقرّر بود كه رسول خداى روز شنبه و روز دوشنبه در مسجد قبا حاضر مىشد و نماز مىگزاشت و اين هنگام چون از ايام معهوده نبود مردمان از ورود پيغمبر در انديشه شدند و دانستند امرى حديث شده . بالجمله بعد از ورود آن حضرت در قبا اصحاب از هر سوى گرد آمدند . در اين وقت حارث بن سويد نيز از راه برسيد . چون رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله او را ديدار كرد عويم بن ساعده را بخواند و فرمود : حارث را از مسجد خروج ده و در باب مسجد سر او را برگير به كيفر آنكه مجذّر را مقتول ساخت . اين بگفت و حمار خويش را طلب داشته برنشست . حارث از عويم خواستار شد كه اين قدر مرا بگذار كه با رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله سخنى چند معروض دارم . آنگاه به حضرت رسول فرياد برداشت كه قتلته يا رسول اللّه و ما كان قتلى ايّاه رجوعا عن الاسلام و لا ابيّا بما فيه يعنى : من كشتم او را لكن كافر و مشرك نشدم و اين عصيان در من شيطان افكند ، اينك توبه كردم و ديت او را از خويشتن مىگذارم و دو ماه از پى يكديگر روزه مىگيرم و شصت ( 60 ) تن مسكين را طعام مىفرستم و بنده آزاد مىكنم . و ركاب رسول خداى بگرفت و همى فرياد برداشت انّى اتوب الى اللّه يا رسول اللّه پيغمبر هيچ سخن نكرد تا كلمات حارث به نهايت شد . آنگاه فرمود : يا عويم فاضرب عنقه پس عويم او را در باب مسجد گردن بزد و رسول خداى باز مدينه شد . و از اين قصه فهم توان كرد كه حكم رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و حشمت او در ميان قوم
هامش
( 1 ) . انتهاز : پيشى گرفتن و مغتنم شمردن
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 943 | لسان الملك سپهر