تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 936

مساهمون:

ص٩٣٦

غزوهء حمراء الاسد

اما غزوهء حمراء الاسد « 1 » ، هم از پس اين واقعه چنان افتاد كه رسول خداى چون از احد بازشد ، از بهر آنكه مبادا كفار قريش رجعتى « 2 » كنند و كمينى افكنند ، چون شب درآمد ، بزرگان اوس و خزرج مانند سعد بن عباده و سعد بن معاذ و حباب بن المنذر و اوس بن خولى و قتادة بن النّعمان ؛ و جماعتى ديگر از دليران صحابه تا بامداد به حفظ و حراست رسول خداى قيام نمودند . و از آن سوى چون ابو سفيان لختى راه به جانب مكه قطع كرد ، از مراجعت پشيمان شد و مردم خويش را گفت : عزمى كرديم و رزمى داديم و دليران محمّد را از پاى درآورديم و كار به پايان نبرده مراجعت كرديم . صواب آن است كه از آن پيش كه ديگرباره محمّد اعداد « 3 » لشكر كند و شوكت يابد ، بازشويم و كار ايشان يكسره كنيم . عكرمة بن ابو جهل و حارث بن هشام و عمرو بن العاص و خالد بن وليد با او همداستان شدند . صفوان بن اميّه گفت : كه مردمان مدينه از اين آسيب كه بديشان رسيده دلتنگ و غضبناكند ، اگر مراجعت كنيم تمامت قبايل اوس و خزرج هم‌پشت شوند و با ما نبرد آزمايند . دور نيست كه اين نام بلند شده پست كنيم ، اكنون كه كار بر مراد است ، نيكو آن باشد كه مظفر و منصور به مكه شويم . و از آن سوى هم رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله بدين انديشه افتاد كه مبادا قريش ساز مراجعت كنند و به سوى مدينه تاختن آرند ؛ لا جرم روز ديگر كه هشتم شوال بود ، هنگام بامداد حكم فرمود تا بلال ندا درداد كه حكم خداوند قادر قاهر است كه مسلمانان به طلب دشمنان بيرون شوند ؛ و بايد جز آنان كه در احد حاضر بودند ديگر كس بيرون نشود . و اين هنگام اين آيت بيامد :
إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ .
« 4 » خلاصه معنى آن است كه : اگر شما جراحتى يافتيد ، هم اعدا را در بدر جراحت رسيد مثل شما . و ما مردمان را گاهى به شادى افكنيم و گاهى اندوه مىرسانيم . و هم مىفرمايد :
وَ لا تَهِنُوا فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَكُونُوا
هامش
( 1 ) . حمراء الاسد : نام موضعى است از آنجا تا مدينه هشت ميل راه است . ( 2 ) . رجعت : بازگشت ( 3 ) . اعداد : آماده و تهيه كردن . ( 4 ) . آل عمران ، 140 : اگر آسيبى به شما وارد آمد به گروه مقابلتان نيز آسيبى چون آن وارد شده است و ما روزگار را در ميان مردم مىگردانيم .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 936 | لسان الملك سپهر