تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
با پيغمبر از در محاجه و منازعت « 1 » بيرون شد . قال عمر يا رسول اللّه ! أ لم تكن حدّثتنا أنّك ستدخل المسجد الحرام و تأخذ مفتاح الكعبة و تعرّف مع المعرّفين و هدينا لم يصل الى البيت و لا نحرنا ؟ فقال رسول اللّه : أقلت لكم فى سفركم هذا ؟ قال عمر : لا ، قال اما انّكم ستدخلونه و آخذ مفتاح الكعبة و أحلق رأسى و رءوسكم ببطن مكّة و اعرّف مع المعرّفين ، ثمّ اقبل على عمر و قال : أ نسيتم يوم احد اذ تصعدون و لا تلون على أحد و انا ادعوكم فى أخراكم ؟ أ نسيتم يوم الاحزاب اذ جاؤكم من فوقكم و من اسفل منكم و اذ زاغت الابصار و بلغت القلوب الحناجر ؟ أ نسيتم يوم كذا و جعل يذكّرهم أمورا أ نسيتم يوم كذا « 2 » . در اين وقت مسلمانان بانگ برداشتند كه صدق اللّه و رسوله « 3 » تو داناترى از ما . پس آن هنگام كه فتح مكه فرمود و موى سر بسترد « 4 » و مفتاح كعبه را بگرفت فرمود : عمر بن الخطّاب را حاضر كنيد . چون عمر حاضر حضرت شد او را خطاب كرد و گفت : اين همان ميعاد است كه با شما نهادم . پس پسر خطّاب شرمسار شد . بالجمله از اين سخنان مكشوف مىشود كه به روايت اهل سنت و جماعت ابو بكر و عمر و عثمان هر سه تن در جنگ احد فرار كردند و عمر بعد از فرار طريق جبل گرفت و از آن پس با رسول خداى پيوست .
هامش
( 1 ) . محاجة و منازعت : ستيزه و جدال ( 2 ) . واقدى گويد : عمر و گروهى كه با او بودند ، به خدمت رسول خدا ( ص ) رسيدند و گفتند : اى رسول خدا ، مگر نگفته بودى كه به زودى وارد مسجد الحرام خواهى شد و كليد كعبه را خواهى گرفت و همراه ديگران در عرفات وقوف خواهى كرد ؟ و حال آنكه نه قربانىهاى ما به خانه خدا رسيد و نه خودمان . پيامبر ( ص ) فرمود : آيا گفتم كه در اين سفرتان ؟ عمر گفت : نه . رسول خدا ( ص ) فرمود : شما به زودى وارد مسجد الحرام خواهيد شد و من كليد كعبه را خواهم گرفت و من و شما سر خود را در مكه خواهيم تراشيد و با كسانى كه به عرفات مىروند به آنجا خواهيم رفت . آنگاه رسول خدا ( ص ) رو به عمر كرده و چنين فرمودند : آيا روز احد را فراموش كرده‌ايد كه مىگريختيد و به پشت سر خودتان نگاه نمىكرديد و من از پى ، شما را فرا مىخواندم ؟ آيا روز احزاب را فراموش كرده‌ايد كه دشمن از بالاى مدينه و پايين آن به شما حمله كردند و چشم‌ها تيره شد و جان‌ها به گلوگاهها رسيد ؟ آيا فلان روز را فراموش كرده‌ايد ؟ و همچنين موارد ديگرى را تذكر داد و فرمود : فراموش كرده‌ايد ؟ ( 3 ) . خدا و رسولش را مىگويند . ( 4 ) . ستردن : زايل كردن و بر طرف نمودن
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 935 | لسان الملك سپهر