تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 909

مساهمون:

ص٩٠٩
رسول خداى خبر داد كه هم‌اكنون ملايك را ديدار كردم كه در ميان زمين و آسمان با طاسهاى زرّين به آب ابر ، حنظله را غسل دادند ، و ابو اسيد السّاعدى بر او گذشت نظاره كرد كه آب از سر و روى او متقاطر « 1 » بود و به حضرت رسول آمد و اين قصه معروض داشت و اين شرف بدان يافت كه غسل ناكرده به جهاد شتافت . نيكوترين مردم آن باشد كه چون آواز جهاد اصغا « 2 » كند چون مرغ برنشيند و از اينجا حنظله غسيل الملائكه لقب يافت .

[ قتل عثمان بن عبد اللّه المغيره ]

و اين هنگام از جانب كفار عثمان بن عبد اللّه بن المغيرة المخزومى با سلاح جنگ بر اسبى ابلق « 3 » نشسته آهنگ پيغمبر كرد و اسب برجهانده شتاب گرفت ، چون راه بدان حضرت نزديك كرد پاى اسبش به گودى دررفته به روى زمين افتاد . حارث بن صمّه چون اين بديد وقت را غنيمت شمرده بر او تاخت و با يك ضرب تيغ عرضه هلاكش ساخت .

[ قتل عبيدة بن هاجر ]

عبيدة بن هاجر عامرى ، به خونخواهى عثمان قصد حارث كرد . أبو دجانهء انصارى او را مجال نگذاشت و سر راه عبيده گرفته در نخستين حمله از پايش درآورد و سرش را مانند گوسپندى ببريد . در اين وقت حارث بىمانعى خود و زره عثمان را كه بهائى گران داشت برگرفت و در آن روز جز سلب عثمان از اموال كافران غنيمتى به دست مسلمانان نيفتاد و پيغمبر بعد از قتل عثمان فرمود : الحمد للّه الّذى أهانه .
هامش
( 1 ) . قطره‌قطره فرو مىريخت . ( 2 ) . اصغا : گوش دادن ( 3 ) . اسب ابلق : اسبى است كه لكه‌هاى سفيد و سياه داشته باشد .