تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
مىگويند : كه اگر از براى ما فتح و نصرت بهره مىافتاد ، چنان كه محمّد به ما وعده داده در اين مقاتلت و مبارزت مقتول نمىشديم . بگو اى محمّد ايشان را اگر در خانه‌هاى خويش اندر مىشديد و خويشتن را نيك حراست مىنموديد حكمى كه خداى از بهر شما كرده است بر خوابگاه شما مىتاخت . چون هزيمت‌شدگان از كردار ناهنجار « 1 » پشيمان شدند و به توبت و انابت اقدام كردند ، خداوند عصيان جماعتى كه بازشدند معفو داشت و اين آيت بيامد .
إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ
« 2 » همانا شيطان ايشان را بلغزانيد و از ره حق بگردانيد تا پشت به جهاد دادند ، و روى به فرار نهادند و آنگاه كه توبت و انابت آوردند ، خداى ايشان را معفو داشت كه خداوند آمرزنده و بردبار است . پس اين هنگام رسول خداى با عباس بن عبد المطلب فرمود : هم‌اكنون به دامان جبل احد فراز شو و مسلمانان را دعوت فرماى . عباس بر حسب فرمان بر فراز جبل شد و فرياد برداشت : كه هان اى گروه مسلمين ! بشارت باد شما را كه پيغمبر خداى به سلامت است . و چون عباس را بانگى به نهايت رسنده بود ، مسلمانان از دور و نزديك همىبشنيدند و انجمن شدند و كافران از اين خبر دل‌گران آمدند و على عليه السّلام در اين وقت سپر خويش پرآب كرده به نزد آن حضرت آورد و عرض كرد : رخسار مبارك را از خاك و خون شستن فرماى تا نزديك اصحاب شناخته گردد . اين هنگام چون مسلمانان ضعيف بودند رسول خداى خواست تا به شعب احد برآيد و خويشتن را متحصّن سازد ، پس راه جبل پيش گرفت و چون به نزديك كوه آمد ابو سفيان اين بديد و بدانست پس با گروهى از كافران از جانب ديگر آهنگ صعود كرد كه فراز مسلمانان را به دست كند . پيغمبر فرمود : الّلهمّ ليس لهم أن يعلونا . خدايا ايشان را سزا نباشد كه فراز ما را گيرند . پس خداوند قهار خوفى و رعبى بر ايشان مستولى كرد كه نتوانستند مستعلى « 3 » شد . و به روايتى عمر خطّاب با گروهى از
هامش
( 1 ) . ناهنجار : بىقاعده و زشت ، ناپسند . ( 2 ) . آل عمران ، 155 : به اغواى شيطان بود كه بر اثر پاره‌اى از گناهانى كه مرتكب شده بودند گرفتار چنين لغزشى شدند و خدا آنان را بخشيد كه او آمرزندهء بردبار است . ( 3 ) . مستعلى : بالا رونده