تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 904

مساهمون:

ص٩٠٤
هرگز خود را از بيعت تو رها نكنم . به كجا روم ؟ به سوى زن خود كه خواهد مرد يا به خانه خود شوم كه خراب خواهد شد ؟ آيا به مال خود برگردم كه فانى مىشود يا به اجل خويش گريزم كه زود درمىرسد ؟ پس پيغمبر بر او رقّت كرد و اجازت داد تا آغاز مبارزت كند . لا جرم او از يك سوى و على عليه السّلام از جانبى ساز مكاوحت كردند تا ابو دجانه از كثرت جراحت بيفتاد . على مرتضى جسد او را برگرفته ، به نزديك پيغمبر آورد . ابو دجانه عرض كرد كه : آيا بيعت خويش را به پاى بردم ؟ آن حضرت فرمود : چنين باشد و در حق او دعاى خير گفت . ديگرباره على عليه السّلام يك تنه به جنگ درآمد و چندان در آن رزمگاه بكوشيد كه بدن مباركش نود ( 90 ) زخم برداشت و شانزده ( 16 ) كرّت در هنگام حمله افكندن بر زمين افتاد ، چنان كه چهار ( 4 ) كرّت از اين جمله را جبرئيل عليه السّلام به صورت مردى نيكو روى آن حضرت را از زمين برداشت . ناگاه پيغمبر نگريست كه پاهاى على از كثرت قتال همى لرزان بود ، رسول خداى بگريست و گفت : خدايا مرا وعده دادى كه دين خود را قوى و غالب كنى و اگر خواهى بر تو دشوار نيست . در اين وقت فرياد جبرئيل عليه السّلام به گوش على همىرسيد كه مىفرمود : اقدم حيزوم و اصحاب آن حضرت بعضى از جنگ يك‌باره دست بازداشته پشت به رزم‌گاه داده بودند و گروهى از دور نظاره مىكردند . اين آيت مبارك شاهد حال هزيمتيان است :
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ وَ لَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ .
« 1 » خلاصهء معنى آن است كه : مپنداريد كه بهشت بهرهء شما باشد ، بىآنكه پاى اصطبار در ميدان كارزار استوار كرده باشيد « 2 » و خداى مجاهدين را از بددلان نيك بداند . همانا پيوسته آرزوى حرب و جهاد مىكرديد و چون هنگام آمد از مرگ بترسيديد و هزيمت شديد . و نيز مىفرمايد :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 142 و 143 : آيا تصورتان اين بود كه بىآن كه خداوند مجاهدان و صابران شما را معلوم گرداند وارد بهشت خواهيد شد ، شما پيش از رو به رو شدن با مرگ آرزويش را مىكرديد ، اينك آن را با چشم خود ديديد و خيره در آن نگاه كرديد . ( 2 ) . پاى اصطبار استوار كردن : كنايه از ايستادگى و مقاومت است .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 904 | لسان الملك سپهر