تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
گردانيد ، تا اخذ غنيمت را بر سر اين هزيمت نهاديد و بهرهء شما شناعت اعدا و غلبه اعادى « 1 » گشت . همانا اگر در مبارزت مصابرت اختيار كرديد ، هرگز خال اين عصيان بر چهرهء شما نمىافتاد . هم خداى فرمايد :
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ .
« 2 » خلاصه معنى آن است كه : خداوند وعدهء خود را راست آورد ، اگر از پيغمبر دور نمىشديد چنان كه از كفار همىكشتيد تا آنگاه كه سست و بددل شديد و با عبد اللّه بن جبير منازعت انداختيد و به اخذ غنيمت پرداختيد و بعضى از پى حطام دنيوى شديد و برخى طريق فرمان گرفتيد .

[ خبر كذب ]

مع القصه چون خبر شهادت پيغمبر مشتهر شد و در مدينه نيز سمر گشت و گريختگان حربگاه به مدينه رسيدند زن و مرد زبان به سرزنش و شنعت « 3 » ايشان دراز كردند و گفتند : أ تفرّون من رسول اللّه ؟ از ميانه انس بن النضر عمّ انس بن مالك چون اين خبر شنيد گفت : روا باشد كه شما زنده باشيد و پيغمبر شهيد باشد ؟ اين بگفت و سلاح جنگ بگرفت و به سوى رزمگاه شتاب كرد . ناگاه به ابو بكر و عمر و طلحه و زبير بازخورد كه از پس سنگى دزديده نشسته بودند . گفت : هان اى جماعت اينجا از بهر چه‌ايد ؟ گفتند : كار ديگرگونه شد و پيغمبر زنده نماند . گفت : شما از پس او زندگانى چه‌كار كنيد ؟ گفتند : ما زخم‌دارانيم و كار حرب نتوانيم . ايشان را بگذاشت و گرم درگذشت و به سعد بن ابى وقاص رسيد ، گفت : اى سعد سوگند با خداى كه بوى بهشت مىشنوم . آنگاه
هامش
( 1 ) . اعادى : دشمنان ( 2 ) . آل عمران ، 152 : خدا به وعدهء خويش با شما وفا كرد ، آنگاه كه به اذن او دشمن را مىكشتيد تا وقتى كه آنچه را خوش داشتيد به شما نشان داد ، آنگاه سستى كرديد و به كشمكش پرداختيد و نافرمانى كرديد ، بعضى از شما خواستار دنيا شديد و عده‌اى خواستار آخرت . ( 3 ) . شنعت : بدگوئى